داستانی

در این بخش منبرک های داستانی را می توانید ببینید.

مسلمان ژاپنی و کالای ایرانی

کالای ایرانی

 

سالیانی است که رهبر انقلاب، هرسال را با عناوین اقتصادی نامگذاری می کنند. بخشی از این نامگذاری ها برای تذکر به مسئولین است و بخشی برای تذکر به ما مردم.

کدام بخش از اقتصاد مقاومتی به ما مربوط می شود؟ رهبر انقلاب پاسخ این سؤال را به ما داده اند:

«استفاده از کالای داخلی»

ما باید تا آنجایی که می توانیم از کالای داخلی استفاده کنیم. کسی مجبور نیست کالای بی کیفیت و خراب استفاده کند، اما وقتی یک کالای خارجی، معادل داخلی خوبی دارد، چرا ما باید به خاطر چشم و هم چشمی کالای خارجی را بخریم؟

در برخی صنایع که کیفیت تولیدات داخلی بهتر از موارد خارجی است. به عنوان مثال در تولید چینی، محصولات کشور ما بهتر از کشور فرانسه است. و یا در صنعت چوب و… .

همچنین در برخی اجناس کوچک همانند مسواک؛ اگر مردم ما فقط از مسواک ایرانی استفاده کنند، 5 هزار شغل برای جوانان ایجاد خواهد شد.

اگر مردم خودکار ایرانی بخرند، 4 هزار فرصت شغلی به وجود می آید. پنج هزار شغل یعنی 5 هزار خانواده!

 

برخی در جواب می گویند که آن مشابه خارجی، کمی بهتر است!

این، مشابه حرف شخصی است که در بازی فوتبال ایران در مقابل برزیل، برزیل را تشویق می کرد! پرسیدند چرا تیم حریف را تشویق می کنی؟ گفت زیرا فوتبال او بهتر است!

 ما می دانیم در برخی موارد وضعیت تولیدی ما از کشوری مثل ژاپن پایین تر است، اما کالای داخلی مصرف می کنیم تا به مرور وضعیت اجناس تولیدی ما نیز بهتر شود.

مگر ژاپنی ها چطور به اینجا رسیدند؟ بعد از جنگ جهانی دوم، ژاپنی ها اجناس بنجل، به معنای واقعی کلمه، استفاده می کردند.

 

داستانک:

از خانمی ژاپنی که شیعه شده بود و برای طلبگی به حوزۀ علمیۀ قم آمده بود، پرسیدند: «کشور شما بهترین وسایل را تولید می‌کند. کالاهای خانۀ شما همه ژاپنی است؟» ایشان گفت: «نه، ما همۀ کالاهایمان ایرانی است؛ چون رهبر ایران گفته‌اند که استفاده از کالای ایرانی را برای خود فریضه بدانید».

 ما استفاده از کالای ایرانی را فریضه بدانیم، آن وقت ان شاءالله وضعیت اشتغال بهبود پیدا می کند.

طبقات مردم نزد شیطان

شیطان به حضرت یحیی علیه السلام گفت: می خواهم تو را نصیحت کنم.

حضرت یحیی فرمود: من میل به نصیحت تو ندارم؛ ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند.

شیطان گفت: مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند:

عده ای مانند شما معصومند، از آنها مأیوسم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند.

دسته ای هم برعکس، در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم.

دسته ای هم هستند که از دست آنها رنج می برم؛ زیرا فریب می خورند؛ ولی سپس از کرده خود پشیمان می شوند و استغفار و توبه می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند. دفعه دیگر  نزدیک است که موفق شویم؛ اما آنها به یاد خدا می افتند. و از چنگال ما فرار می کنند. ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم.

[کشکول ممتاز، ص 426 یه نقل از خزائن نراقی، ص 368]

 

هركه به خدا و قيامت ايمان دارد، بايد … ” 1 “

17 (1)عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ :

جَاءَتْ فَاطِمَةُ (عليها السلام) تَشْكُو إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) بَعْضَ أَمْرِهَا فَأَعْطَاهَا- رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) كُرَيْسَةً وَ قَالَ تَعَلَّمِي مَا فِيهَا فَإِذَا فِيهَا

“مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُؤْذِي جَارَهُ ” …

 حضرت صادق عليه السلام فرمود:

فاطمه (عليها السلام )براى شكايت از جرياني نزد رسول خدا  (صلي الله عليه وآله) آمد، پس رسول خدا (صلي الله عليه وآله) جزوه ‏اى به او داد و فرمود: آنچه در آنست بياموز، و (اين 3 جمله) در آن بود:

  1. هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد بايد همسايه را نيازارد …

 [ الكافي، جلد‏2، صفحه  667، باب حق الجوار ]

در اهميت همسايه همين بس كه رسول رحمت صلي الله عليه و آله مي فرمايند: حرمة الجار على الانسان كحرمة أمّه. حرمت همسايه بر آدمى همچون حرمت مادر است.[ الحياة،ج1،ص 416]

برخي همسايه داري خوبي ندارند:به عنوان مثال :درب منزل را نيمه شب محكم به هم مي زند.

ماشین را جلو پل همسایه پارک می کند.

در پله ها طوری رفت و آمد می کند که همسایه اذیت می شود.

آشغال را جلو درب همسایه می گذارد.

از منزلش صداي آهنگ يا مداحي بلند است.

اول صبح براي صدازدن اعضاي خانه از داخل كوچه بوق مي زند.

مهماني دير وقت مي گيرد و …

کسانی که در خوابگاه های دانشجویی هستند محدوده شخصی شان کمتر است و همسایه های بیشتری دارند. هم اتاقی آنها، همسایه شان است. صدای خنده، مداحی، موسیقی بلند می شود همسایه شان اذیت می شود. نیمه های شب برای نماز شب ساعت کوک می کنند، هم اتاقی شان بیدار می شود.

داستانك :

يكى از مسلمين از اهالى مدينه ، همسايه بدى داشت كه از آزار او در امان نبود، او به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و از همسايه اش شكايت كرد و گفت :”من همسايه اى دارم كه نه تنها خيرى از او به من نمى رسد، بلكه از شرّ و آزار او، آسوده نيستم .”

پيامبر(صلی الله علیه و آله) به على (علیه السلام) و ابوذر و سلمان و يك نفر ديگر (كه راوى مى گويد بگمانم مقداد بود) فرمود: به مسجد برويد و با صداى بلند فرياد بزنيد: لاايمان لمن لايا من جاره بوائقه، “هر كه همسايه اش از آزار او آسوده نباشد ايمان ندارد.”

آنها به مسجد رفته، سه بار با صداى بلند، اين دستور پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سمع مردم رساندند. امام صادق (علیه السلام) پس از نقل اين داستان، با دست خود اشاره به اطراف كرد و فرمود: تا چهل خانه در چهار طرف، همسايه به حساب مى آيند.

نكته ي مهم اينجاست كه :

خوب همسايه داري فقط اين نيست كه ما به همسايه آزار نرسانيم. امام كاظم عليه السلام  مي فرمايند:خوش همسايگى تنها اين نيست كه آزار نرسانى، بلكه خوش همسايگى اين است كه در برابر آزار و اذيت همسايه صبر داشته باشى. [تحف العقول ص 409]

قسمت دوم روايت

قسمت سوم روايت

 

حاج حسین خرازی

(به مناسبت 8 اسفند، سالگرد شهادت حاج حسین خرازی)

index

داستانک:

حاج حسین خرازی سه روز به شناسایی رفته بود. بعد شناسایی و با خستگی زیاد نقشه عملیات را پهن کرد و نقطه ای را نشان داد و گفت: اگر من در این عملیات زنده ماندم که هیچ، اگر شهید شدم اینجا از روی چند خوشه گندم رد شدم. به صاحبش بگویید راضی باشد.

 

 اگر این شهدا بودند و مسئولیت می گرفتند، سی هزار میلیارد و حقوق نجومی و … که جای خود، حتی سه تا تک تومانی از اموال بیت المال جا به جا نمی شد. کسانی که روحیه دفاع مقدس و شهادت طلبی نداشتند مسئولیت گرفتند، آن موقع می بینید چقدر راحت اختلاس می کنند و حقوق نجومی می گیرند.

ما امروز در جامعه به این افراد با روحیه جهادی نیاز داریم.

جهاد سیاسی حضرت زهرا(سلام الله علیها)

(به مناسبت ایام فاطمیه)

جهاد سیاسی حضرت زهرا س

در زیارت هایی که برای اهل بیت و خصوصا حضرت زهرا(سلام‌الله علیهم) می خوانیم، جمله «جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» را می بینیم؛ ما شهادت می دهیم شما جهاد کردید و حق جهاد را انجام دادید.

حال سوال اینجاست:

اهل بیت(علیهم‌السلام) که همه جهاد نظامی نکردند؟

در بین چهارده معصوم تنها پیامبر(صلی‌الله علیه و آله)، حضرت علی(علیه‌السلام)، امام حسین(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) جهاد نظامی کردند. بقیه ائمه و حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) که جهاد نظامی انجام ندادند.

پس چرا ما این جمله را برای ایشان می گوییم؟

در قرآن خداوند می فرماید: «فَلا تُطِعِ الْکافِرينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً کَبيراً»؛ (سوره فرقان، آیه 52) شما باید جهاد کبیر انجام دهید.

جهاد کبیر جهاد نظامی نیست. مهم ترین مصداق جهاد کبیر، جهاد سیاسی است، جهادی که حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) انجام دادند.

حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) با گریه خود، جهاد سیاسی انجام می دهند و کل حکومت آن دوران را به هم می ریزند.

وصیت نامه ایشان جهاد سیاسی است؛ تشییع شان، تدفین شان، محل دفنشان هم جهاد سیاسی است.

 جهاد سیاسی یعنی اینکه ما دشمن را از خودمان ناامید کنیم.

جهاد سیاسی در سیره علما نیز دیده می شود.

داستانک:

در جلسه‌ای، فتحعلی‌شاه از میرزای قمی، صاحب قوانین، درخواست کرد که اجازه دهد دختر خود را به همسریِ پسر میرزا درآورد و رابطه‌ی خانوادگی برقرار گردد. آن جلسه بدون نتیجه پایان یافت. میرزا که از این پیشنهاد سخت نگران بود و این احتمال وجود داشت که مجبور شود و از روی ناچاری به این وصلت تن دردهد، دست به دعا برداشت و گفت: خداوندا، اگر بناست شاهزاده به همسری پسر من درآید مرگ جوانم را برسان. طولی نکشید فرزندش در حوض منزل غرق شد و از دنیا رفت. [سیمای فرزانگان رضامختاری، ص 478]

راننده لوطی!

برف

راننده کامیونی تعریف می کند که قبلا انسان صالحی نبودم و اهل نماز و عبادات و … نبودم. یک بار از مشهد بار می بردم. وسط راه برف خیلی سنگین شده بود.

کامیون از حرکت ایستاد و بعذ از نیم ساعت هم خاموش شد. هر کار کردم نتوانستم کامیون را روشن کنم. کم کم داشتم یخ می زدم. مرگم را جلو چشمم می دیدم.

یاد سالها قبل افتادم. واعظي می‌گفت: مردم! شما شیعه اید و صاحب دارید. هر وقت در تنگنا قرار گرفتيد متوسل به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شويد كه ان شاء الله حضرت كمك مي‌كند.

بی‌اختیار نام حضرت بر زبانم جاری شد. عهد كردم اگر نجات پيدا كنم و دوباره زن و فرزندم را ببينم، از گناهاني كه آلوده‌اش بودم، دست‌ بردارم و نمازهايم را اول وقت بخوانم.  

ديدم يك نفر داخل برفها به طرفم مي‌آيد، گفت: برو، پشت فرمان بنشين و استارت بزن.

آرام سوئيچ ماشين را چرخاندم. موتور روشن شد. باور نمی‌کردم بهمین سرعت ماشین درست شده باشد. گفت: حركت كن، برو!

خواستم پولی بدهم، قبول نکرد.

شیشه کامیون را تا آخر پایین دادم و گفتم: اين كه نشد! به پول و كمك من که احتياج نداري، با مهارتی عجیب، ماشین را راه‌انداختی، از اينجا حركت نمي‌كنم تا خدمتي کنم. باید این زحمت را جبران کنم. من از آن شوفرهای جوانمردم نه ناجوانمرد!

 گفت: خيلي خوب! حالا که مي‌خواهي به ما خدمت كني، عهدي كه با خدا بستي، را عمل كن. اين، خدمت به ما است.

 گفتم: من چه عهدي بستم؟

 گفت: اول اينكه از گناه فاصله بگیری و دوم، نمازهايت را اول وقت بخواني.

می گوید من اصلا متوجه نشدم.

گفتم: الان بروم، جلوتر مي‌مانم. راه بسته است. گفت: دیگر ماشین شما خراب نمی شود.

راه افتادم. تازه متوجه شدم به چه کسی قول داده بودم.
وقتی به خانه برگشتم به زن و بچه ام گفتم ازین به بعد می خواهم آدم شوم و درست شوم. من به شخص مهمی قول داده ام.
آثار و بركات نماز اول وقت ص 83  با اندكي تلخيص
این قول را ما هم به امام زمان (عج) بدهیم؛ که نمازهایمان را اول وقت بخوانیم و گناه نکنیم.

امید، لازمه زندگی

 

3Jokes_Mice_Olympycs (2)

خداوند در قرآن می فرماید:

«إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛

تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه 87)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند. مردم ما اگر امید داشته باشند ورشکست هم بشوند می‌توانند زندگی شان را برگردانند. اما کسی که امید نداشت وقتی ورشکست کرد تنها راهی که به ذهنش می آید خودکشی است.

بیشترین آیه ای که تا حالا مقام معظم رهبری از ابتدای رهبریشون تا الان خواندند پیرامون امید به مردم است ولینصرن الله من ینصره ۶۷ بار تا حالا حضرت آقا این آیه رو خوانده اند. شما خدا را یاری کنید خدا یاریتان میکند.یقین داشته باشید.

اگر کسی دچار بیماری سرطان شد، اگر امید داشته باشد می‌تواند زندگی کند اما وقتی ناامید شد کار تمام است. بسیاری از بیماری‌ها در پیری برای انسان اتفاق می‌افتد دلیلش این نیست که بدن ضعیف شده، دلیلش این است که انسان ناامید شده است.

داستانک:

تعدادي موش را دانشمندان داخل يك استخر آب انداختند.

تمامي موشها فقط ١٧دقيقه توانستند زنده بمانند و در نهايت خفه شدند!!! دوباره دانشمندان با اينكه مي‌دانستند موش بيش از ١٧دقيقه زنده نمي ماند تعداد ديگري موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقيقه از آب خارج كردند و تمامي آنها زنده ماندند!!!!

موشها پس از مدتي تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

حدس مي‌زنيد اين بار چند دقيقه زنده ماندند … ؟؟؟ …

٢5ساعت طول كشيد تا آنها مردند. آنها به اين اميد كه دوباره دستي خواهد آمد و نجات پيدا مي‌كنند، ٢٦ساعت تمام طاقت آوردند!!!

امید… تا لحظه آخر!

امید

ضرب المثلی هست که می گوید: انسان به امید زنده است. این جمله، جمله درستی است. اگر انسان در زندگی اش امید نداشته باشد نمی تواند زندگی کند.

مثلا اگر دانشجویی که دارد درس می خواند اینطور فکر کند که:

درس بخوانم که چه شود؟ … برای اینکه مدرک بگیرم.

حالا مدرک بگیرم و سر کار بروم که چه شود؟

بعد ازدواج و فرزند و … که چه شود؟

اگر آدم اینطور ناامیدانه به زندگی نگاه کند نمی تواند زندگی کند. بعضی ها واقعا آیه یأس اند.

پرتکرارترین آیه قرآن در کلام رهبر انقلاب در رابطه با امیدواری است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ»؛ (سوره حج، آیه 40)

… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد…

 

داستانک:

روزي حضرت عيسي علیه‌السلام در محلي نشسته بود. پيرمردي داشت زمين را براي زراعت آماده می‌کرد. حضرت گفت: خدايا! آرزو را از دل اين مرد زايل كن.

همان‌دم پيرمرد بيل خود را به یک‌طرف انداخت و روي زمين خوابيد. ساعتي گذشت، عيسي علیه‌السلام بازگفت: خداوندا! دوباره آرزو و اميد را به او برگردان. ناگاه پيرمرد از جا برخاست و شروع به كار كرد. حضرت از او پرسيد: چه شد بيل را بر زمين گذاشتي و باز بعد از ساعتي، آن را برداشتي و به كار مشغول شدي؟

پيرمرد گفت: «در حين كار كردن با خودم گفتم تا كي بايد زحمت بكشي؟ تو پير و از کار افتاده‌ای، شايد اجل همين الآن به سراغت بيايد. با اين انديشه از كار دست كشيدم، [اما] وقتي روي زمين دراز كشيده بودم، با خود گفتم: حالا كه زنده هستي، بايد كار كني و زاد و توشه‌ای فراهم آوري. اين بود كه باز بيل را برداشتم و مشغول به كار شدم».

منبع: بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج ‏14، ص 329

 

ما باید امید داشته باشیم. اگر پدر در خانه حرف های ناامید کننده بزند بچه ها هم نا امید می شوند.

به بچه می گوییم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه شود؟ این از صحبت های پدر و مادر نشئت می گیرد.

غیرت دینی 2

غیرت

یکی از نمونه های بارز غیرت دینی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) بود. ایشان یک تنه در مقابل تمام کفار قرار می‌گیرد اما حاضر نیست از عِرق مذهبی‌اش پایین بیاید.

ما هم باید الان همینطور باشیم. مثلا در خیایان می بینیم چیزی از مقدسات زیر پا افتاده است، سریع باید آن را برداریم و کناری بگذاریم. یا اینکه روزنامه ای که نام پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله علیه و آله یا اهل بیت علیهم‌السلام در آن است.

احترام امام زاده را متولی آن باید نگه دارد. احترام ائمه شیعه(علیهم السلام) را خود شیعه باید نگه دارد.

داستانک:

رئیس ساواک به دیدن آیت الله قاضی طباطبایی آمده بود. مسئولین همه نشسته بودند. یکی از آنها می گوید: اعلیحضرت به روحانیت خیلی علاقه مند است فقط یک سید یاغی ای هست که قیام کرده منظورش امام بود). تا آیت الله قاضی این جمله را می شنوند بلند می شوند و می خواهند صندلی را به سمت او پرت کنند.

این عِرق مذهبی است که اجازه نمی دهد به مرجع تقلیدش، رهبرش، امامش و مقدسات توهین بشود.

شهید نواب هم همین طور بود. تا فهمید به پیامبر و ائمه (علیهم السلام) توهین شده است، پول قرض گرفت و اسلحه ای خرید تا کسروی را ترور کند.

ما به عِرق مذهبی نیاز داریم. نفسمان را با این عِرق تربیت کنیم.

غیرت دینی 1

(به مناسبت 25 بهمن سالگرد حکم تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر ارتداد سلمان رشدی)

88

امروز 25 بهمن یکی از مهمترین روزهای تاریخ اسلام است، روزی که یک مرجع تقلید به خاطر غیرت دینی بالایی که داشت، حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد. معادلات دنیا به هم ریخت؛ دنیا هیچ وقت چنین چیزی را تصور نمی کرد که نویسنده کتاب آیات شیطانی نتواند از خانه اش بیرون بیاید. فقط در سال یک میلیون پوند باید برای حفاظت از او خرج شود. این نشان دهنده غیرت دینی حضرت امام (ره) بود. چیزی که همه ما به آن نیاز داریم. چیزی که شیعه را سرپا نگه داشته همین غیرت دینی است.

بعد از اینکه امام (ره) این حکم تاریخی را دادند به امام گفتند: این در دنیا معنای بدی دارد. شما این کار را انجام ندهید. امام فرمودند: به درک که معنای بدی دارد. به پیامبر ما توهین کردند شما می گویید ما چیزی نگوییم؟

این غیرت دینی می شود.

داستانک

– شخصی به آیت الله بهاءالدینی گفت امام در جوانی هم اینطور بود؟ اینقدر شجاع بود؟ ایشان گفت: در زمان رضاشاه، در مدرسه‌ی فیضیه نشسته بودیم كه یكی از ماموران شاه وارد مدرسه شد و شروع به فحّاشی و توهین به مقدسات کرد. همه طلبه ها از ترس به حجره هایشان رفتند. من شاهد بودم حضرت امام (ره) كه بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلی بر صورت او نواخت كه عینکش چهارتکه شد.

– به امام گفتند شخصی کتابی به نام اسرار هزار ساله بر ضد شیعه نوشته است. ایشان درسشان را دو ماه تعطیل کردند و کتاب «کشف الاسرار» را نوشتند. حاج احمد آقا می گویند بعد از انقلاب به امام گفتم: آقا در کتاب شما عصبانیت خیلی موج می زند. امام سرشان را پاین انداختند و گفتند: احمد نمی دانی قبل از انقلاب چه توهینی به پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) کردند.

این غیرت دینی است. چیزی که امروز ما به آن نیاز داریم.

 

 

ثواب اندک کارهایمان را به ائمه (علیهم السلام) تقدیم کنیم

(به مناسبت ایام فاطمیه) 45

اگر می بینید کاری ماندگار شد یکی از دلایلش این هست که این کار به ائمه بزرگوار معصومین تقدیم شد.

یکی از دلایل ماندگاری مفاتیح الجنان این بود که آقا شیخ عباس قمی این کتاب را تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) کرد.

خود آقا شیخ عباس قمی می گویند مهمترین دلیلی که این کتاب را جهانی کرد همین بود.

داستانک

یکی از دوستان شهید تهرانی مقدم تعریف می کند می گوید مسئولیت سنگینی گرفتم. یک روز شهید تهرانی مقدم پیش من آمد و گفت دوست داری کارتان خوب پیش برود؟ گفت: بله. گفت: تمام نیروهای تحت امرت را بگو بگویند: خدایا ما این کار را برای تو انجام می دهیم اما اگر ثواب دارد آن را تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنیم. این بنده خدا می گوید: به یک صورت عجیبی کارهای ما درست می شد.

ما هم الان بیاییم این نیت را کنیم، بگوییم: خدایا ما کار خوبی نداریم همین اندک کارهای خوبمان را هم تقدیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) می کنیم.

اگر یک اسکناس هزار تومانی کهنه به ما بدهند قبول نمی کنیم، اما اگر وسط یک دسته اسکناس نو باشد قبول می کنیم، کارهای ما هم وسط کارهای خیر ائمه قرار می گیرد و ان شاالله اجر و قرب پیدا می کند.

روزی حلال

روزی حلال

پيامبر صلي الله عليه و آله : «الْعِبادَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ تِسْعَةُ اَجْزاءٍ فى طَلَبِ الْحَلالِ»؛

عبادت ده جزء دارد، كه نُه جزء آن، طلب روزى حلال است

منبع: بحارالانوار 37/9/103

داستانک

روزی جوانی به حضور امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:

– سرمایه ندارم.

امام علیه السلام فرمود: درستکار باش! خداوند روزی را می رساند.

جوان بیرون آمد. در راه کیسه ای پیدا کرد. هفتصد دینار در آن بود. با خود گفت: باید سفارش امام علیه السلام را عمل نمایم، لذا من به همه اعلام می کنم که اگر همیانی گم کرده اند نزد من آیند.

با صدای بلند گفت:

هر کس کیسه ای گم کرده، بیاید نشانه اش را بگوید و آن را ببرد.

فردی آمد و نشانه های کیسه را گفت، کیسه اش را گرفت و هفتاد دینار به رضایت خود به آن جوان داد.

جوان برگشت به حضور حضرت، قضیه را گفت.

حضرت فرمود:

– این هفتاد دینار حلال بهتر است از آن هفتصد دینار حرام و آن را خدا به تو رساند. جوان با آن پول تجارت کرد و بسیار غنی شد.

منبع: بحار، ج 47، ص 117

مشکل اساسی در کسب روزی ها همین است که حلال نیست. خیلی ها فکر می کنند روزی شان حلال است اما وقتی روی معاملات، وام و پول هایی  که قرض گرفته اند یا داده اند حساب می کنند می بینند جایی مشکلی داشته است.

اگر می خواهید معامله ای کنید حتما به یک اسلام شناس مراجعه کنید تا ببینید معامله ای که انجام می دهید درست هست یا نه.

شهید حسن باقری

شهید حسن باقری

آشنايي من با شهيد حسن باقري قبل از عمليات خيبر در دو  كوهه صورت گرفت. قبل از اين آشنايي من فقط نام ايشان را با عنوان فرماندهي سخت گير و عصباني از نيروها و يا كادر بعضي از گردانها شنيده بودم.

سه ماه قبل از عمليات خيبر وقتي عازم دو كوهه شديم برادري با لباس مرتب نظر من را به خود جلب كرد. كم كم در عرض چند روز محبت ايشان در قلب من جا گرفت و اينكه ديگر برادران ايشان را به عنوان فرمانده چنين و چنان معرفي نموده بودند، بنده در ايشان چنين چيزي نمي ديدم.

یک شب که قرار بود شام بخوریم، نمي دانم چطور شد كه من به ياد حسن باقري افتادم. بي اختيار جهت دعوت او به شام به اطاق ايشان رفتم. در را چند بار زدم چون جوابي نشنيدم در را باز كرده و با صحنه عجيبي كه الان هم موهايم سيخ مي شود مواجه شدم. شهيد باقري نان هايي را كه نيروها اسراف كرده و دور ريخته بودند و به خاطر گلي بودن زمين نان هم گلي شده بود جدا نموده و تميز مي كرد و مي خورد. بي اختيار اشك از چشمهايم جاري شد.

 

شهيد وقتي اين حالت را از من ديد، به سرعت خودش را مرتب نمود و از من سوال كرد با من كاري داريد؟ در جواب گفتم: آمدم كه با ما شام بخوريد. گفت: من شام خورده ام ولي براي چاي به اطاق شما مي آيم.

لبت را حرکت بده!

امام زمان

در زمان حضرت امام هادی علیه السلام شخصی از یکی از شهرهای دور به امام علیه السلام نامه‌ای نوشت که آقا من دور از شما هستم. گاهی حاجاتی دارم، مشکلاتی دارم، به هر حال چه کنم؟

حضرت در جواب ایشان نوشتند:

«إِنْ کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّکْ شَفَتَیْک‏»

لبت را حرکت بده، حرف بزن، بگو. ما از شما دور نیستیم.

                                                                                                              منبع: بحارالانوار/ ج53/ ص306

فردا روز جمعه است. آقا، ما از شما دور شده ایم. در خواستی از شما داریم. چطور باید از شما درخواست کنیم؟

لبهایمان را تکان بدهیم و بگوییم: «اللهم عجل لولیک الفرج…»

خسارت بزرگ

نماز صبح

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و استخاره کرد، استخاره بد آمد، ولی او آن را نادیده گرفت و به مسافرت تجارتی رفت، و اتفاقاً به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد.

وقتی بازگشت خدمت امام رفت و گفت: یادتان هست که استخاره برایم کردید و بد آمد؟ اما من آن را ندیده گرفتم و سود هم بردم.

حضرت فرمود: یادت هست در فلان منزل خسته بودی نماز مغرب و عشاء را خواندی، شام خوردی و خوابیدی، و هنگامی که بیدار شدی آفتاب صبح زده بود، و نماز صبح تو قضا شد؟

عرض کرد: آری، یا بن رسول الله.

فرمود: اگر خدا دنیا و هر چه در آن است را به تو داده بود جبران آن خسارت معنوی نمی شود.

منبع: جهاد با نفس، جلد ۱ صفحه ۶۶

 

همچنین مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:

«اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش (نابود) خواهد شد».

**منبرک**