زجر دادن مومن چه زشت است!

کفش پنهان شده

سَمِعْتُ أَبِي يَذْكُرُ، عَنْ جَدِّي، قَالَ: ” كُنَّا عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَامَ رَجُلٌ وَنَسِيَ نَعْلَيْهِ، فَأَخَذَهُمَا رَجُلٌ فَوَضَعَهُمَا تَحْتَهُ، فَجَاءَ الرَّجُلُ، فَقَالَ: مَنْ رَآهُمَا؟ فَقَالَ الرَّجُلُ: أَنَا أَخَذْتُهُمَا، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: فَكَيْفَ بِرَوْعَةِ الْمُؤْمِنِ؟ فَقَالَ الرَّجُلُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ, مَا أَخَذْتُهُمَا إِلا وَأَنَا أَلْعَبُ, قَالَ: كَيْفَ بِرَوْعَةِ الْمُؤْمِنِ؟ ثَلاثًا.

[ميزان الحكمه، ج10 ج 18959، الترغیب و الترهیب، ج 3، ص 484]

گروهی در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودند. مردی از اصحاب برخاست تا بیرون رود، ولی فراموش كرد كفشهای خود را بردارد، یكی از اصحاب كفشهای او را مخفی كرد.

 مرد بازگشت و گفت: كفشهای من كجاست؟

 گفتند: ما كفشهای تو را ندیدیم. حضرت متوجه آنان شد و فرمود: چرا مؤمنی را می‌ترسانید؟

عرض كردند: شوخی می‌كنیم.

حضرت دو یا سه بار سخن خود را تكرار فرمود: «فكیف بروعة المؤمن»؛ زجر دادن مؤمن چه زشت است!

حتما ببینید

دوستی کُشنده؛ روایت هنری کیسینجر از عاقبت دوستی با آمریکا

هنری کسینجر وزیر امور خارجه آمریکا: دشمنی با ایالات متحده شاید خطرناک باشه، ولی دوستی با اون کُشنده‌ست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × دو =

**منبرک**