بایگانی/آرشیو برچسب ها : قناعت

تعجب خداوند از 3 شخص

 (به بهانه 28 صفر سالروز شهادت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و امام مجتبي عليه السلام)

16يَا أَحْمَدُ عَجِبْتُ مِنْ ثَلَاثَةِ عَبِيدٍ عَبْدٍ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ وَ هُوَ يَعْلَمُ إِلَى مَنْ يَرْفَعُ يَدَيْهِ وَ قُدَّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ يَنْعُسُ وَ عَجِبْتُ مِنْ عَبْدٍ لَهُ قُوتُ يَوْمٍ مِنَ الْحَشِيشِ أَوْ غَيْرِهِ وَ هُوَ يَهْتَمُّ لِغَدٍ وَ عَجِبْتُ مِنْ عَبْدٍ لَا يَدْرِي أَنِّي رَاضٍ عَنْهُ أَوْ سَاخِطٌ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَضْحَك‏

خداوند در شب معراج به پيامبر فرمود:

اى احمد! در شگفتم از سه كس:

1. بنده‏اى كه در حال نماز است و مى‏داند به سوى چه كسى دست را بالا برده، و مقابل چه كسى ايستاده، و چرت مى‏زند،

2. در شگفتم از كسى كه خوراك يك روز را دارد، با اين وصف در فكر مخارج فرداست و برايش تلاش مى‏كند،

3. در شگفتم از بنده‏ام كه نمى‏داند من از او راضيم يا خشمگين، با اين حال مى‏خندد. [إرشاد القلوب إلى الصواب ج‏1صفحه 200 ]

خرِ من ميشي؟!!!

(به بهانه شهادت امام سجاد)

3قال علي بن الحسين عليهما السلام: 

مَنْ قَنِعَ بِمَا أَقْسَمَ اللَّهُ لَهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاس‏  [بحار الأنوار، جلد ‏66،صفحه 402]

هر كس قناعت كند به آنچه خدا به او داده است از بى‏نيازترين مردم مى‏باشد

داستانك:

روزی (شبلی) به مسجد رفت تا نماز بخواند ، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند . وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان میخور دند .

دو کودک ، نزدیک شبلی نشسته بودند ، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری .

پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک ، پسر ثروتمند حلوا می خورد و پسر فقیر از او حلوا می خواست .

پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد

پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد ..

شبلی به آنها نگاه میکرد و می گریست ! مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟

گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد

 

چهار سخن از چهار پيامبر (3- حضرت عيسي)

أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:

3. قال عيسى عليه السّلام: من رضي بقسمة اللّه فكأنّما عمل بالإنجيل.

…

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …

3.حضرت عيسىعليه السلام: آن كه به قسمت خداي رضا دهد؛ گويا به انجيل عمل كرده.

…

 منبع :

تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس

يكي از مهمترين مصاديق راضي بودن به قسمت ؛ و شايد معناي راضي بودن به قسمت “قناعت”است

داستانک :

 گويند شغالي،از شغال بودن خود خسته شد.

چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روي خويش را آراست و به ميان طاووسان درآمد.

طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند.

شغال از ميان آنان گريخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نيز او را به جمع خود راه ندادند و روي خود را از او برمي گرداندند.

شغالي نرمخوي و جهانديده، نزد شغال خودخواه و فريبكار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودي و داشتي قناعت مي كردي، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مي آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر مي انگيختي. آن باش كه هستي و خويشتن را بهتر و زيباتر و مطبوع تر از آنچه هستي، نشان مده كه به اندازه ي بود، بايد نمود» 

لطيفه:

ابو وائل گفت: من با دوستم به زيارت سلمان رفتيم و سلمان نان جو و نمك برايمان آورد.

 دوست من گفت: اگر در اين نمك سبزي هم بود بهتر بود.

سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداري سبزي گرفت و آورد.

وقتي غذايمان را خورديم دوست من گفت: شكر خداوند كه ما را قناعت بخشيد و با قناعت غذا خورديم 

سلمان گفت: اگر به روزي خود قانع بوديد آفتابه من به رهن نمي رفت.

**منبرک**