بایگانی/آرشیو برچسب ها : علامه قاضي

جريان خريد كاهوهاي پلاسيده!

 (به بهانه 9 بهمن سالروز ارتحال عالم عامل و استاد العرفا، حضرت آيت الله سيد علي قاضي رحمت الله عليه)

8820724-3833-lوَ قَالَ ص‏: أَحَبُ‏ عِبَادِ اللَّهِ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ أَنْفَعُهُمْ‏ لِعِبَادِه‏

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله منقول است:

محبوبترين بندگان نزد خدا پرسودترين آنان به بندگان است،[تحف العقول عن آل الرسول، ص: 49]

داستانك:

علامه طهراني مي فرمايد: يكى از رفقاى نجفى ما كه فعلًا از اعلام نجف است براى من مى‏گفت:

 من يك روز به دكّان سبزى فروشى رفته بودم، ديدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول كاهو سوا كردن است؛ ولى بعكس معهود، كاهوهاى پلاسيده و آنهائيكه داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند بر مى‏دارد.

من كاملًا متوجّه بودم؛ تا مرحوم قاضى كاهوها را بصاحب دكّان داد و ترازو كرد، و مرحوم قاضى آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد. من كه در آنوقت طلبه جوانى بودم و مرحوم قاضى مَرد مُسنّ و پيرمردى بود، بدنبالش رفتم و عرض كردم: آقا من سؤالى دارم! شما بعكس همه، چرا اين كاهوهاى غير مطلوب را سوا كرديد؟!

مرحوم قاضى فرمود: آقا جان من! اين مرد فروشنده، شخص بى بضاعت و فقيرى است، و من گاهگاهى به او مساعدت مى‏كنم؛ و نمى‏خواهم چيزى به او بلا عوض داده باشم تا اوّلًا آن عزّت و شرفِ آبرو از بين برود؛ و ثانياً خداى ناخواسته عادت كند به مجّانى گرفتن؛ و در كسب هم ضعيف شود.

و براى ما فرقى ندارد كاهوى لطيف و نازك بخوريم يا از اين كاهوها؛ و من مى‏دانستم كه اينها بالاخره خريدارى ندارد، و ظهر كه دكّان خود را مى‏بندد به بيرون خواهد ريخت،لذا براى عدم تضرّر او مبادرت بخريدن كردم. [مهر تابان،ص: 32]

 

راه تقرب به خدا، نماز شب

 

(به بهانه شهادت امام حسن عسكري عليه السلام)

وَ قَالَ الامام العسكري عليه السلام:

‏ إِنَ‏ الْوُصُولَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ ، لَا يُدْرَكُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّيْلِ

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام مي فرمايند :

رسيدن به خداوند عزيز ، سفرى است كه درك نميشود مگر با شب زنده دارى‏

منبع: بحار الأنوار، جلد ‏75، صفحه 380، باب 29

داستان:

علامه طباطبایی می فرمودند:

چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان!

**منبرک**