بایگانی/آرشیو برچسب ها : شهادت امام جعفر صادق ع

حد عبودیت و بندگی

(به مناسبت شهادت رئیس مذهب و مکتب تشیع، امام جعفر صادق علیه السلام)

تسلیم

 

شیعه باید تسلیم باشد.

 

داستانک:

مفضل بن عمر می گوید: من و عبدالله بن ابى یعفور خدمت امام رسیدیم. امام براى پذیرایى از ما میوه آورد، اما عبدالله به ایشان عرضه داشت که براى ناراحتى معده اش نمى تواند چیزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت: «اى امام بزرگوار، شما مى دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام ، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى کنم ، چون حرف شما حجت است.»

امام به او فرمود: «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند.» سپس عبدالله بیمارى اش و درمان آن را که پزشک گفته باید شراب بخورد را به امام گفت و پرسید: حال چه مى فرمایید

امام صادق علیه السلام به او فرمود:شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه مى کند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانى کنى؛ او نیز مأیوس مى شود و دست از تو برمى دارد.

از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظى کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل، من شنیده ام اگر براى معالجه باشد اشکالى ندارد.

اگر اشکال نمى داشت امام صادق علیه السلام او را منع نمى کرد… به هر حال، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود: بیچاره، بخور اگر شراب ننوشى مى میرى. عبدالله نیز در جوابش گفته بود: به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید. چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خداى متعال هم او را براى همیشه شفا داد.

منبع : رجال کشى، صفحه ۲۴۷ تا ۲۴۹

این یعنی تسلیم بودن. چیزی که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام فرموده اند، باید چشم بگوییم. چرا خدا چنین چیزی را فرموده است، نداریم.

این یعنی تسلیم بودن، یعنی عبد، عبودیت.

شیعه ی تنوری

(به بهانه نزدیکی به شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)

tam

داستانک:

يکي از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام حکايت می کند: در منزل آن حضرت بودم، که شخصي به نام سهل بن حسن خراساني وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت:

ياابن رسول اللّه! شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است که قيام نمي کنيد و حق خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمي گيريد، با اين که بيش از يک صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداکاري در رکاب شما هستند؟!

امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش، خدا حق تو را نگه دارد و سپس به يکي از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن. همين که آتش تنور روشن شد و شعله هاي آتش زبانه کشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراساني خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش بنشين.

سهل خراساني گفت: اي سرور و مولايم! مرا در آتش، عذاب مگردان، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد. در همين لحظات شخص ديگري به نام هارون مکي – در حالي که کفش هاي خود را به دست گرفته بود – وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه عليه، پس از جواب سلام، به او فرمود: اي هارون! کفش هايت را زمين بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشين.  هارون مکي کفش هاي خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اي، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاي آتش نشست.  آن گاه امام عليه السلام با سهل خراساني مشغول مذاکره و صحبت شد.

پس از گذشت ساعتي، حضرت فرمود: اي سهل! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است.  همين که سهل کنار تنور آمد، ديد هارون مکي چهار زانو روي آتش ها نشسته است، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراساني کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص – هارون که مطيع ما مي باشد – پيدا مي شود؟

سهل پاسخ داد: هيچ، نه به خدا سوگند! حتي يک نفر هم اين چنين وجود ندارد.  امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اي سهل! ما خود مي دانيم که در چه زماني خروج و قيام نمائيم؛ و آن زمان موقعي خواهد بود، که حداقل پنج نفر هم دست، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.

 

دلیل اینکه امام صادق علیه السلام قیام نکردند این بود که یار نداشتند.

این که امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشریف نمی آورند این است که یار ندارند. اگر اینطور یاران تسلیم، که از خودشان اجتهادی ندارند، می بودند امام ظهور می کردند.

برای تسلیم بودن، چرا نباید باشد؟ باید همان چیزی باشد که امام معصوم علیه السلام می گویند.

الان می بینید چقدر چرا شروع شده؟ چرا باید به مکه برویم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا…

دیگر چرا ندارد، مرجع تقلیذ که نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند اینطور صلاح دانسته اند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه یاری می خواهند که در امور دینی تسلیم باشد و عبودیت داشته باشد.

**منبرک**