بایگانی/آرشیو برچسب ها : تسلیم

تسلیمی شگفت!

(به مناسبت میلاد حضرت عیسی علیه السلام)

روزى حضرت عيسى در مناجاتش با خداوند عرضه داشت: پروردگارا دوستى از دوستارانت به من بنما، خطاب رسيد به فلان محل برو كه ما را در آنجا دوستى است،

مسيح به آن محل موعود رفت. زنى را ديد كه نه چشم دارد و نه دست و نه پاى، روى زمين افتاده و زبانش مترنم به اين ذكر است:

«الحمدالله على نعمائه والشكر على آلائه»

خدا را بر نعمتهاى ظاهري اش سپاس و بر نعمتهاى باطني اش شكر.

آن حضرت از حالت آن زن شگفت زده شد، پيش رفته و به او سلام كرد، زن گفت: عليك السلام يا روح الله! فرمود اى زن تو كه هرگز مرا نديده اى از كجا شناختى من عيسى هستم،

زن گفت: آن دوستى كه تو را به سوى من دلالت كرد برايم معلوم نمود كه تو روح الله هستى، فرمود: اى زن تو از چشم و دست و پا محرومى، اندامت تباه شده!

زن گفت: خدا را ثنا مي‌گويم كه دلى ذاكر و زبانى شاكر و تنى صابر دارم، خدا را به وحدانيت و يگانگى ياد مي‌كنم كه هرچه را مي‌توان با آن معصيت كرد از من گرفته،

اگر چشم داشتم و به نامحرم نظر مي‌كردم، اگر دست داشتم به حرام مي آلودم و اگر پا داشتم دنبال لذات نامشروع مي‌رفتم چه عاقبتى داشتم؟

اين نعمتى كه خدا به من داده به احدى از بندگانش نداده است.

[خزينة الجواهر، صفحه 318]

 

شیعه ی تنوری

(به بهانه نزدیکی به شهادت امام جعفر صادق علیه السلام)

tam

داستانک:

يکي از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام حکايت می کند: در منزل آن حضرت بودم، که شخصي به نام سهل بن حسن خراساني وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت:

ياابن رسول اللّه! شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است که قيام نمي کنيد و حق خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمي گيريد، با اين که بيش از يک صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداکاري در رکاب شما هستند؟!

امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش، خدا حق تو را نگه دارد و سپس به يکي از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش کن. همين که آتش تنور روشن شد و شعله هاي آتش زبانه کشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراساني خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش بنشين.

سهل خراساني گفت: اي سرور و مولايم! مرا در آتش، عذاب مگردان، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد. در همين لحظات شخص ديگري به نام هارون مکي – در حالي که کفش هاي خود را به دست گرفته بود – وارد شد و سلام کرد.

حضرت امام صادق سلام اللّه عليه، پس از جواب سلام، به او فرمود: اي هارون! کفش هايت را زمين بگذار و حرکت کن برو درون تنور آتش و بنشين.  هارون مکي کفش هاي خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اي، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاي آتش نشست.  آن گاه امام عليه السلام با سهل خراساني مشغول مذاکره و صحبت شد.

پس از گذشت ساعتي، حضرت فرمود: اي سهل! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است.  همين که سهل کنار تنور آمد، ديد هارون مکي چهار زانو روي آتش ها نشسته است، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن، حضرت خطاب به سهل خراساني کرد و اظهار داشت: در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص – هارون که مطيع ما مي باشد – پيدا مي شود؟

سهل پاسخ داد: هيچ، نه به خدا سوگند! حتي يک نفر هم اين چنين وجود ندارد.  امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اي سهل! ما خود مي دانيم که در چه زماني خروج و قيام نمائيم؛ و آن زمان موقعي خواهد بود، که حداقل پنج نفر هم دست، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.

 

دلیل اینکه امام صادق علیه السلام قیام نکردند این بود که یار نداشتند.

این که امام زمان عجل الله تعالی فرجه تشریف نمی آورند این است که یار ندارند. اگر اینطور یاران تسلیم، که از خودشان اجتهادی ندارند، می بودند امام ظهور می کردند.

برای تسلیم بودن، چرا نباید باشد؟ باید همان چیزی باشد که امام معصوم علیه السلام می گویند.

الان می بینید چقدر چرا شروع شده؟ چرا باید به مکه برویم؟ چرا باید نماز بخوانیم؟ چرا…

دیگر چرا ندارد، مرجع تقلیذ که نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند اینطور صلاح دانسته اند.

امام زمان عجل الله تعالی فرجه یاری می خواهند که در امور دینی تسلیم باشد و عبودیت داشته باشد.

**منبرک**