بایگانی/آرشیو برچسب ها : برف

کم کم، ولی پیوسته…

11

برف وقتی شدید بیاید روی زمین نمی نشیند، برفی ماندگار است که آرام آرام بیاید. باران هم همینطور است؛ اول وقتی با شدت بیاید ضرر دارد بعد که آرام بیاید پرفایده است.

امام علی (علیه السلام): «قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجی مِنْ کَثیرٍ مَمْلُولٍ مِنْه»؛ [عمل] اندکی که به آن ادامه می دهی، امید [سُود دهی] به آن بیشتر از کار بسیاری است که ملال آور [و غیر دائمی] است.

اگر ما جایی برای سخنرانی نشستیم که در مورد نماز شب صحبت می کردند، در رابطه با دعای ندبه یا انفاق صحبت می کردند. ما یک روز، دو روز، یک هفته این کار را انجام دادیم، بعد سرد شدیم فایده ای ندارد. آن کار خیری فایده دارد که آرام آرام و دائمی انجام شود.

مثلا قرار بگذاریم روزی 10 بار «لا اله الا الله» بگوییم، این تاثیرش خیلی بیشتر است.

یا مثلا یازده رکعت نماز شب را نمی توانیم بخوانیم اما یک رکعتش را می توانیم بخوانیم. فایده این بیشتر از این است که آدم یک هفته فقط نماز شب بخواند.

یا همیشه قبل از خواب وضو بگیریم. همیشه نمی توانیم وضو بگیریم اما قبل از خواب وضو بگیریم.

سه چهار تا کاری که برای نفسمان راحت تر است را شروع کنیم، بعد به آن اضافه کنیم. مثلا یک ماه می گذرد یک ذکر دیگر اضافه کنیم. یک سال می گذرد یک رکعت دیگر به نماز شبمان اضافه کنیم. آن موقع می بینیم بعد از 15 تا 20 سال توانسته ایم نفسمان را دست بگیریم وگرنه با یکبار انجام دادن فایده ندارد.

اگر انسان کار کم و مستمر انجام دهد می بیند در امور خودسازی اش چقدر قوی خواهد شد.

راننده لوطی!

برف

راننده کامیونی تعریف می کند که قبلا انسان صالحی نبودم و اهل نماز و عبادات و … نبودم. یک بار از مشهد بار می بردم. وسط راه برف خیلی سنگین شده بود.

کامیون از حرکت ایستاد و بعذ از نیم ساعت هم خاموش شد. هر کار کردم نتوانستم کامیون را روشن کنم. کم کم داشتم یخ می زدم. مرگم را جلو چشمم می دیدم.

یاد سالها قبل افتادم. واعظي می‌گفت: مردم! شما شیعه اید و صاحب دارید. هر وقت در تنگنا قرار گرفتيد متوسل به آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شويد كه ان شاء الله حضرت كمك مي‌كند.

بی‌اختیار نام حضرت بر زبانم جاری شد. عهد كردم اگر نجات پيدا كنم و دوباره زن و فرزندم را ببينم، از گناهاني كه آلوده‌اش بودم، دست‌ بردارم و نمازهايم را اول وقت بخوانم.  

ديدم يك نفر داخل برفها به طرفم مي‌آيد، گفت: برو، پشت فرمان بنشين و استارت بزن.

آرام سوئيچ ماشين را چرخاندم. موتور روشن شد. باور نمی‌کردم بهمین سرعت ماشین درست شده باشد. گفت: حركت كن، برو!

خواستم پولی بدهم، قبول نکرد.

شیشه کامیون را تا آخر پایین دادم و گفتم: اين كه نشد! به پول و كمك من که احتياج نداري، با مهارتی عجیب، ماشین را راه‌انداختی، از اينجا حركت نمي‌كنم تا خدمتي کنم. باید این زحمت را جبران کنم. من از آن شوفرهای جوانمردم نه ناجوانمرد!

 گفت: خيلي خوب! حالا که مي‌خواهي به ما خدمت كني، عهدي كه با خدا بستي، را عمل كن. اين، خدمت به ما است.

 گفتم: من چه عهدي بستم؟

 گفت: اول اينكه از گناه فاصله بگیری و دوم، نمازهايت را اول وقت بخواني.

می گوید من اصلا متوجه نشدم.

گفتم: الان بروم، جلوتر مي‌مانم. راه بسته است. گفت: دیگر ماشین شما خراب نمی شود.

راه افتادم. تازه متوجه شدم به چه کسی قول داده بودم.
وقتی به خانه برگشتم به زن و بچه ام گفتم ازین به بعد می خواهم آدم شوم و درست شوم. من به شخص مهمی قول داده ام.
آثار و بركات نماز اول وقت ص 83  با اندكي تلخيص
این قول را ما هم به امام زمان (عج) بدهیم؛ که نمازهایمان را اول وقت بخوانیم و گناه نکنیم.
**منبرک**