بایگانی/آرشیو برچسب ها : امام صادق

جوان و تفکر درباره لذات

یکی از کتاب های بسیار مفیدی که برای جوانان نوشته شده است، کتاب «حکت نامه جوان» به قلم آیت الله ری شهری است.

یکی از بخشهای این کتاب، پیرامون «اندیشیدن بسیار درباره لذتها و شهوات» است.

این که کسی در ذهنش پیرامون مسائل شهوانی بسیار بیاندیشد، برایش آفت خواهد داشت.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «مَنْ کَثُرَ فِکرُهُ فی اللَّذّاتِ غَلَبَتْ عَلَیْهِ»؛ هر که زیاد دربارة لذتها بیندیشد، آن لذتها بر او چیره شوند. [غررالحکم، ح ۸۵۶۴]

 

داستانک:

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

روزی حضرت عیسی (علیه السلام) در جمع حواریون نشسته بودند.

حواریون به عیسی علیه السلام عرض کردند: آموزگار راه هدایت! ما را از نصایح و پندهایت بهره مند ساز.

عیسی علیه السلام: پیامبر خدا موسی علیه السلام به اصحاب فرمود؛ سوگند دروغ نخورید، ولی من می گویم سوگند – خواه دروغ و خواه راست نخورید.

آنها عرض کردند: ما را بیشتر موعظه کن.

حواریون از ایشان به حواریون فرمود : برادرم موسی میگفت :‌ زنا نکنید ولی من به شما میگویم : حتی فکر زنا نکنید ؛ زیرا فکر گناه مثل این است که در اتاقی آتش روشن کنند که اگر خانه را هم به آتش نکشد، دیوارها را سیاه میکند. [سفینه البحار، ج 3، ص 503]

 

کسی که فکر گناه می کند، کم کم قلبش سیاه می شود.

وقتی از آیت الله العظمی بهجت(رحمت الله علیه) پرسیدند برای درمان وسواس های ذهنی چه کنیم فرمودند:

بسیار ذکر «لاإله إلا الله» بگویید.

آخرين كلام امام صادق عليه السلام چه بود؟

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام )

17مردم نوعاً علاقه‌مندند كه آخرين سخن و گفتار پاياني شخصيت‌هاي بزرگ و انسان‌هاي قدّيس را بدانند و كدام شخصيت همانند معصومين و چه كسي به پايه‌ي كمالات آن بزرگواران مي‌رسد

ما به عنوان نمونه به آخرين جمله ي امام صادق عليه السلام رئيس مذهب تشيع، مي پردازيم و چه كسي است ‌كه نخواهد آخرين‌كلام رئيس مذهبش را بشنود؟

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام:‏ لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ‏ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.

 امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد  [منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24]

داستانك:

داماد حضرت امام خميني رحمت الله عليه  مي گويد: حضرت امام ، روايتي از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مي كردند كه (اگر كسي نمازش را سبك بشمارد، از شفاعتشان محروم مي شود.)

من يك بار به امام عرض كردم: سبك شمردن نماز شايد به اين معني باشد كه شخص نمازش را يك وقت بخواند و يك وقت نخواند.

امام فرمودند: نه اين كه خلاف شرع است. منظور امام صادق عليه السلام اين بوده است كه وقتي ظهر مي شود و فرد در اول وقت نماز نمي خواند، در واقع به چيز ديگري رجحان داده است.

[در يك كلام؛ شفاعتشان به كسي كه نماز را اول وقت نخواند ؛ نميرسد]  [ هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 727]

دانلود به صورت پي دي اف

نصيحت به فرزند 3 ” بعضي از كارها ، عامل اتهام”

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام) 14

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ …

3. وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم ….

3. و هر كس داخل در جاي بدي شود ، متهم خواهد شد [بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261 ]

اين فراز از روايت اين جمله را مي رساند كه ” خود را در معرض تهمت قرار ندهيم “

به عنوان مثال:

مردي گردنبند زرد رنگ به گردن مي اندازد ؛ همه فكر مي كنند طلاست(در حالي كه طلانيست )

شخصي به خانمي در خيابان چشمك ميزند ؛ مردم فكر بد مي كنند ( حال آنكه آن خانم،همسرش بوده)

با نامحرم در جاي خلوتي قرار مي گيرد ، مردم او را متهم ميكنند

داستانك :

پيامبر اكرم در حال اعتكاف بود . زني آمد و مدتي با ايشان صحبت كرد و بعد برخاست و رفت .

در اين هنگام دو نفر از اصحاب از كنار پيامبر عبور كردند و به آن حضرت سلام نمودند .

فوراً پیامبر خدا فرمود:اين زن صفيه ،همسرم بود

آن دو عرض كردند اي رسول خدا ما به شما شك نداشتيم

 پیامبر فرمود: شیطان ( مانند خون) در مجاری خون بنی آدم جاری می شود ترسیدم شری را در دل شما بیفکند.

 فَقَالَ:إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ، وَإِنِّی خَشِیتُ أَنْ یُقْذَفَ فِی قُلُوبِکُمَا شَیْئًا أَوْ قَالَ:شَرًّا [محجه البيضاء؛ جلد 5 ؛ صفحه 67 ]

خاطره :

در دبيرستاني نماز مي خواندم ؛ خواستم در بين نماز ـ  براي آموزش وضو ؛ با يك ليوان آب ـ وضو بگيرم.

شروع كردم به وضو گرفتن ، “صورت و دست راست و داست چپ و سر و پاي راست” ؛ اما پاي چپ را نكشيدم و وضو را تمام كردم .

بعد از نماز دوم، يكي از دانش آموزان آمد و سوال كرد : چرا مسح پاي چپ را نكشيديد

گفتم : اينكار لازم نبود ؛ پاي چپ مثل پاي راست مسح كشيده ميشود اما اگر مي كشيدم ممكن بود بعضي با خود بگويند وضوي امام جماعت باطل شده، دارد وسط نماز وضو مي گيرد.

هر 3 نصيحت در يك نگاه

 دانلود به صورت پي دي اف

نصيحت به فرزند 2 ” زبان، عامل پشيماني”

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

13قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ …

2.وَ مَنْ لَا يُقَيِّدْ أَلْفَاظَهُ يَنْدَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم…

  1. هر كس زبانش را رها كند ، پشيمان ميشود[بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261 ]

چه بسيار اوقاتي كه ما بعد از صحبت كردن پشيمان شده ايم؛ آنجا بود كه با خود گفتيم :چه خوب بود اين حرف را نمي زدم

داستانك:

شخصي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصيحت كنيد،

 حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَك  زبانت را نگه‏دار،

دوباره گفت: كه نصيحتم كنيد، فرمود: زبانت را نگه دار،

باز گفت: مرا نصيحت كنيد،

فرمود: واى بر تو، مگر چيزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افكند [تحف العقول صفحه :94 ]

هر 3 نصيحت در يك نگاه

دانلود به صورت پي دي اف

نصيحت به فرزند 1 ” دوست بد ، عامل انحراف”

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

10قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ … قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

1. مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد…پدرم فرمود : اي پسركم

1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند   [بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261 ]

داستانك:

امام رضا  عليه‌السّلام خطاب به شخصي فرمودند: چرا با عبدالرحمن‌بن يعقوب معاشرت ميكني؟

 عرض كرد: او دائي من است.

حضرت فرمود: او درباره‌ي خدا سخنان نادرستي ميگويد! پس با او معاشرت كن و ما را واگذار و يا با ما همنشين باش و او را ترك كن.

عرض كرد: او هر چه ميخواهد بگويد به من چه زياني دارد. وقتي از عقيده‌ي او تبعيت نكنم؟!

حضرت فرمود: آيا داستان آن شخص را كه خود از ياران حضرت موسي عليه‌السّلام بود و پدرش از ياران فرعون نشنيده‌اي؟ هنگاميكه لشكر فرعون در كنار دريا به موسي و يارانش رسيد، آن پسر از موسي جدا شد كه پدرش را نصيحت كند، در حاليكه پدر به راه خود به دنبال فرعون غرق شد، آن دو نيز با هم غرق شدند!

خبر به موسي عليه‌السّلام رسيد. فرمود: او در رحمت خداست، ولي چون عذاب نازل شد از آنكه نزديك گناهكار است دفاعي نشود  [الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏2، ص: 374]

تا توانى میگریز از یار بد

یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد، تنها تو را بر جان زند 

یار بد بر جان و بر ایمان زند

هر 3 نصيحت در يك نگاه

دانلود به صورت پي دي اف

چقدر به نماز اهميت مي دهيم؟

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

 قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ عليه السلام:‏ لَمَّا حَضَرَ أَبِيَ الْوَفَاةُ قَالَ لِي

يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا يَنَالُ‏ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.

امام كاظم عليه السلام مي فرمايند:

پدرم در هنگام مرگ وصيت كرد ما را و فرمود:

شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي رسد

منبع: وسائل الشيعه،جلد 4 ، صفحه 24

نكته :

اين روايت مشهور را عموما حفظ هستيم ؛ حال سوال اينجاست كه آيا ما نماز را سبك مي شماريم يا خير؟

براي روشن شدن پاسخ لازم است بينديشيم كه ما براي نماز چقدر ارزش قائل هستيم  به عنوان مثال:

در منزل بعد از خوردن خرما آيا دانه اش را پشت پشتي مي گذاريم؟ در مسجد چطور ؟!!!

در منزل زير دست بچه پارچه پهن مي كنيم تا غذا را نريزد ، در مسجد چطور؟!!!

دستشويي منزل ما تميز تر است يا دستشويي  مسجد ما ؟!!!

منزلمان را چند بار جارو كرده ايم؟ مسجد را چند بار ؟!!!

اتاق رئيس اداره قشنگتر است يا نمازخانه ي اداره؟!!!

در عروسي ها نمازمان را اول وقت مي خوانيم؟!!!

كسبه ، مغازه را موقع اذان تعطيل مي كنند ؟!!!

در زمينهاي ورزشي نمازخانه كجاست ؟!!!

در مدارس به درس اهميت بيشتري مي دهند يا به نماز؟!!!

در دانشگاهها چطور؟!!!

و…

اصول زندگي امام صادق عليه السلام

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

 قِيلَ لِلصَّادِقِ عليه السلام  عَلَى مَا ذَا بَنَيْتَ أَمْرَكَ– فَقَالَ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ–

عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلِي لَا يَعْمَلُهُ غَيْرِي فَاجْتَهَدْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُطَّلِعٌ عَلَيَّ فَاسْتَحْيَيْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزْقِي لَا يَأْكُلُهُ غَيْرِي فَاطْمَأْنَنْتُ

 وَ عَلِمْتُ أَنَّ آخِرَ أَمْرِي الْمَوْتُ فَاسْتَعْدَدْت‏

 به حضرت امام صادق (عليه السلام) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده‏ايد؟

 فرمود بر چهار چيز:

1-فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نميدهد پس كوشش كردم.

2- دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد ،پس حيا كردم.

 3- فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد،پس آرامش يافتم.

 4- و دانستم بالاخره به سوى مرگ ميروم ، پس خود را آماده كردم.

‏منبع:

بحار الأنوار، جلد ‏75، صفحه 228، باب 23 مواعظ الصادق جعفر بن محمد و وصاياه و حكمه

دلالي كار خير و وعده امام صادق عليه السلام

 

(به بهانه شهادت امام صادق عليه السلام)

بعضي از ما در توانمان نيست كار خيري را انجام دهيم ، اما مي توانيم دلالي كار خير كنيم . مثلا پول براي انفاق نداريم ، اما مي توانيم از پولدارها بگيريم و به مستضعفين دهيم

و يا شخصي دنبال منزل مي گردد و ما نداريم ، اما مي توانيم از آشنايانمان منزل بگيريم

به هر حال بسياري از ما وجه ي اجتماعي داريم

داستان :

درزمان امام صادق‏ يك شيعه بود در دربار كار ميكرد در دربار بنى عباس، يكي از دوستانش گفت تو كه شيعه هستى يك بار هم برويم خانه امام صادق‏.

گفت رويم نميشود، آخر من كارمند طاغوتم حالا بيايم خدمت امام صادق‏، اصلا امام صادق راهم نميدهد.

 گفت من وقت مى‏گيرم .خلاصه وقت گرفت و اين دلالى كرد و اين آقا را كه در دربار بود برد خانه امام صادق و امام صادق يك نگاهى به اين كرد و اين نگاه نگاه ولايتى بود. در عمق دل ايشان اثر كرد

گفت آقا راستش را بخواهى من عمرى است در دربار بودم پولهاى حسابى جمع كرده‏ام ولى شيعه شما هستم ميشود توبه كنم فرمود توبه‏ات سخت است گفت چيه؟

امام فرمود: تمام اموالت كه از راه گناه است همه را بايد پس بدهى به صاحبش. هر كدام را هم كه نميشناسى من امام صادق به تو اجازه ميدهم بدهى به فقرا.

 گفت آقا حتى لباسهايم، فرمود توبه تو سخته، گفت اگر يك همچين توبه‏اى بكنم چى؟ گفت من امام صادق ضامنم براى تو بهشت را.

 اين امام صادق و اين جلسه مبارك باعث شد اين آقا رفت و ازشغلش استعفا داد و اجناس را دادو اموال را دادو حتى لباسهايش را داد و يك لنگ بست و اصلا رفت در خانه نشست. اين رفيقش كه دلالي اين كار خير را انجام داده بود،‏ ديد عجب كودتايى شد درون اين، رفت به رفيقهايش گفت اين آمده اين طرف، آن طرفى بوده اين طرفى شده، حالا ما برويم خانه‏اش.

يك روز اين دلال  آمد ديد دوستش دارد مى‏ميرد. گفت حالت چه طور است گفت دقيقه‏هاى آخر عمرم است.

 اى دلالى كه من را بردى خانه امام صادق خدا خيرت دهد. خداجزاى خيرت دهد من را نجات دادى.

 اين را دعا كرد و لحظه آخر گفت آقا آقا اين امام صادق است به وعده خودش وفا كرد، گفت اگر تو توبه كنى من امام صادق ضامن ميشوم براى تو بهشت را. امام صادق بهشت را ضمانت كرد، گفت و نفس آخر را كشيد.

 دلال‏ گفت دويديم شيعيان را دعوت كرديم، گفتيم بابا اين ،اين طرفى است حالا اگر در دربار مرده بود چه قدر دنگ و فنگ داشت يك تشييع جنازه‏اى و مراسمى و باشكوه مراسم كفن و دفن و مراسم را انجام داديم و بعد از مدتى من رفتم خدمت امام صادق، تا در را زدم قبل از اين كه امام صادق بگويد كيه، گفت آقايى كه مثلا از كوفه آمدى، ما فلان ساعت فلان دقيقه به وعده خودمان وفا كرديم.

منبع:

حجه الاسلام قرائتي، برنامه درسهايى از قرآن ،  تفسير سوره فلق (8)، [27/ 07/ 84]، به نقل از كتاب محجه البيضاء، جلد 3، صفحه 254

**منبرک**