فایل صوتی

در این بخش فایل صوتی منبرک هارا می توانید دانلود کنید.

سرعت بگیرید – ویژه نامه نماز (6)

Untitled-2سرعت بگیرید

ویژه نامه نماز (6)

تضمین بهشت برای شما – ویژه نامه نماز (5)

Untitled-2

تضمین بهشت برای شما

ویژه نامه نماز (5)

پدیده و موسسات مالی و اعتباری

 

سوالی که گاهی اوقات برای برخی پیش می آید این است که: اگر ظلم در جامعه زیاد شود ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه محقق می شود، یا اینکه اگر ما ظلم بکنیم ایشان تشریف نمی آورند؟ زیرا هم می گوییم که ما شیعیان گناه می کنیم و ظهور حضرت به تأخیر می افتد؛ از طرفی هم می گوییم وقتی ایشان می آیند زمین را ظلم و جور فراگرفته است.

بالأخره تکلیف چیست؟ ما شیعیان، که قرار هست یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه باشیم، اگر گناه کنیم ظهور به تأخیر خواهد افتاد. همانطور که بنی اسراییل دعا کردند، و خداوند پیامبر موعود آنها را فرستاد، اما از آن طرف فرعون مشغول گسترش فساد بود. دشمن فساد خود را انجام می دهد؛ اما با به عنوان یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه که نباید دنبال فساد باشیم.

دنیا را ظلم و فساد فراگرفته است. همین عربستان، ببینید با این جنگی که به راه انداخته است، در هر چند دقیقه یک کودک یمنی، یا از گرسنگی و یا از بمباران سعودی ها از دنیا می رود.

البته در کشور خودمان نیز، و در ادارات ظلم زیاد است. در ماجراهای اخیر مربوط به مؤسسات مالی و اعتباری و پدیده، چرا اموال مردمی که اعتماد کردند و سرمایه گذاری نمودند، برنمی گردد؟ این مردم عزت داشتند. درست نیست که کار را به جایی کشانده اند که برخی از این مالباختگان، پلاکارد دست بگیرند که:

در تأمین اجاره منزل خود نیز دچار مشکل شده اند و یا… .

اینها ظلم است. این مردم عزت داشتند.

در مقابل، مسؤولین عذر بدتر از گناه هم می آورند که این مؤسسات از اول هم غیرقانونی بوده اند. خوب پس شما چکاره اید؟ چطور است که وقتی یک دست فروش کنار خیابان بساط می کند، به فاصله چند دقیقه، چندین ارگان مختلف بر سر او می ریزند و بساط او را جمع می کنند، اما یک موسسه مالی و اعتباری، چند هزار میلیارد تومان پول گرفته است، در نهایت هم می گوییم از اول غیرقانونی بوده است!

این ها همه ظلم است؛ چه ظلم را آمریکا انجام دهد و چه برخی از مسؤلین. باید جلو تمام ظلم ها گرفته شود.

پیاده روی کربلا تا بقیع

جریان سوریه و عراق تمام شد اما یقین داشته باشید دشمن نخواهد گذاشت ما آسایش داشته باشیم. در جایی دیگر باز جنگی را با ما شروع خواهد کرد. احتمالا این جنگ خود عربستان باشد. ولیعهد احمق عربستان دیروز در مصاحبه با بی بی سی گفته رهبر ایران، هیتلر منطقه است.

یک سوال از آقایان عربستانی؛ شما که ما را به دیکتاتوری متهم می کنید و معنای دموکراسی را می خواهید به ما بگویید، آخرین انتخاباتتان چه زمانی بوده؟

آخرین انتخابات عربستان ۱۴۰۰ سال پیش بوده، زمانی که از هر قبیله ای یک نفر را انتخاب کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله را بکشد. حالا شما می خواهید به ما دموکراسی را یاد بدهید؟

اینها باز دنبال شروع یک جنگ هستند، یا به حزب الله حمله می کنند یا به ایران. ما دوست نداریم جنگی شروع شود. آمریکا می خواست افغانستان را با ایران دشمن کند، اما نتوانست. همچنین در مورد عراق می خواستند همین کار را کنند اما الان می بینید رابطه ما با عراق چطور است. سوریه را همینطور.

ما عربستان را هم می گیریم. ما چند سال دیگر به جای پیاده روی نجف تا کربلا پیاده روی کربلا تا بقیع خواهیم داشت و بعد از آن هم از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی پیاده روی خواهیم داشت.

روز به روز وضع اسراییل در منطقه را می بینید. ما دوست نداریم جنگی شروع شود اما اگر شروع شود چیزی از شما باقی نخواهد ماند. بارها به شما ثابت شده، آخرین بار هم جریان داعش است؛ صبر کنید آب کفن داعش خشک شود بعد جنگی دوباره را شروع کنید.

به یاد شهید محراب/ آیت الله اشرفی اصفهانی

(به مناسبت 23 مهر، سالگرد شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی)

داستانک:

حجت الاسلام قرائتی تعریف می کنند: آيت الله شهيد اشرفى شهيد شده بود. من آمدم كرمانشاه، رفتم خانه‏ ايشان و به آقازاده‏ اش گفتم: خوب يك خاطره از ايشان بگوييد.

می گفت: پدر من از آشپزخانه می خواست به اتاق برود. خوب پيرمرد بود حدود 80، 90 سال، عصا دستش بود. یك مرتبه  ديد كه گربه دارد می دود گوشت دهانش است! تا ديد گوشت دهانش است، با عصا روى گربه زد.

بعد از این کار پدرم به اتاق رفت و گفت: چرا زدى؟ گربه غريزه‏ اش اين است كه هرجا گوشت ديد ببرد. چون هم گرسنه اش است هم بچه دارد. تو هنر دارى بايد گوشت خودت را حفظ كنى. تو وظيفه ‏ات اين است كه گوشت را حفظ كنى. گربه هم غريزه‏ اش اين است كه گوشت را ديد ببرد. تو به وظيفه‏ ات عمل نكردى ولى او به غريزه‏ اش عمل كرده است. مقصر تو هستى!

گفت: حسين! من هم آمدم گفتم: بله آقا!

گفت: برو گربه را بياور عذرخواهى كنم. گفتم: بابا ول كن.

سفت گرفت، گفتم: بابا ول كن. آخر گربه كه‏ عذرخواهى نمی خواهد. گفت: من به ايشان بيخود چوب زدم. من وظيفه دارم، حيوان غريزه؛ وظيفه‏ ى من حفظ گوشت است. غريزه‏ ى او هم اینکه گوشت را ببرد. من به وظيفه عمل نکردم و مقصر من هستم. نه گربه!

گفتم: خوب حالا عوضش گوشت را برد. اين گوشت براى اينكه … . گفت: نه! اين چوبى كه من زدم به او، اين گناه كردم. هرچه گفتم ديدم ایشان سفت گرفته كه آقا تو را به خدا برو او را بياور. اين گربه در سرداب رفته. برو او را بياور. گفتم: آقا گربه را مگر می شود گرفت؟ مرغ كه نيست. گربه چنگ می اندازد صورتمان را زخمى می كند.

گفت: ببين يك كلاه روى سرت بكش، چشم‏هايت پيدا باشد. دستت را بكن در اين كيسه‏ هاى كه در حمام كيسه می كشند. صورتت را هم بپوشان، اين را بگير و بياور.

گفتم: آقا ولم كن! ديدم پيرمرد التماس می كند. دلم براى پدرم سوخت. صورتم را پوشاندم و خلاصه دستكش دست كردم و رفتم در زير زمين، يواش اين گربه را گرفتم. حالا از او هم می ترسم. آن را به آيت الله اشرفى دادم.

آيت الله اشرفى بغلش گرفت و مرتب گفت: «خدايا! مرا ببخش! ظلم كردم. اين حيوان كه گناه نكرده بود. اين بايد گوشت را ببرد. من بايد حفظ كنم. خدايا من را ببخش». براى ما صحنه‏ عجیبی پيش آمده بود و ما بهت زده شديم. بعد از آن هر وقت آيت الله اشرفى می خواست غذا بخورد يك مقدار غذا در يك ظرف می كرد، پيرمرد 80، 90 ساله زيرزمين می برد و به گربه مى داد و برمی گشت غذا می خورد. مى‏گفت: بايد اين چوب را جبران كنم. آيت الله اشرفى كه شهيد شد، مى گفت: این گربه تا صبح زوزه می كشيد. هرچه غذا به اين گربه داديم نخورد. پیکر پدر را اصفهان برديم. گربه‏ اى هم كه چند سال در خانه‏ ى ما بود، رفت كه رفت. حيوان ها شعور دارند. در دنيا خبرهايى است. حالا چند تا آدم روى كره‏ ى زمين است كه …

[برنامه درسهايى از قرآن 14/ 06/ 87]

امام در پيامى كه براى شهيد آيت الله شهيد اشرفى دادند فرمودند: ننگ ابدی بر آنان که یک چنین شخص صالحی را که آزارش به موری نرسیده بود از ملت ما گرفتند و خود را درپیشگاه خداوند متعال و در نزد ملت فداکار، منفورتر و جنایتکارتر از قبل معرفی کردند.

در مظلومیت این نظام و انقلاب همین بس، که این همه سال پس از انقلاب، یک عده همکار و همدست آن جانیان شده و جمهوری اسلامی را متهم می کنند که چرا آنها را اعدام کردند!

خواب عجيب آيت الله مرعشي نجفي درباره شهريار

(به بهانه 27 شهريور سالروز ارتحال شهريار )

حضرت آیت‏ الله مرعشی نجفی مي فرمودند: شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم، آن شب در عالم خواب، دیدم در زاویه‏ ی مسجد کوفه نشسته‏ ام و امیر مومنان علی علیه‏ السلام با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند: شعرای اهل‏بیت ما را بیاورید. دیدم چند تن از شعرای عرب را آوردند. حضرت فرمودند: شعرای فارسی‏ زبان را بیاورید. آنگاه محتشم و چند تن از شعرای فارسی‏ زبان آمدند.

فرمودند: شهریار را بیاورید. شهریار آمد. حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان! شهریار این شعر (علی ای همای رحمت) را خواند.

حضرت آیه‏ الله مرعشی فرمودند که وقتی این شعر تمام شد، من از خواب بیدار شدم و پرسیدم شهریار کیست؟ گفتند شاعری است که در تبریز زندگی می‏کند.

شهریار به دستور آیه‏ الله مرعشی به قم دعوت شده و از این شعر سخن به میان می‏ آید و او تعجب می‏کند، چرا که همان موقعی که ایشان خواب دیده‏ اند او شعرش را سروده و احدی از آن اطلاع نداشته و شهریار وقتی از خواب ایشان مطلع می‏شود، فوق‏ العاده منقلب می‏گردد. و شروع كرد به خواندن :

على اى هماى رحمت تو چه آيتى خدا را         

كه به ما سوا فكندى همه سايه هما را

دل اگر خدا شناسى همه در رخ على بين     

به على شناختم من به خدا قسم، خدا را

به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند      

چو على گرفته باشد سرچشمه بقا را

مگر اى سحاب رحمت تو ببارى ار نه دوزخ            

به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو اى گداى مسكين در خانه على زن        

كه نگين پادشاهى دهد از كرم گدا را

به جز از على كه گويد به پسَر كه قاتل من   

چو اسير تست اكنون به اسير كن مدارا

به جز از على كه آرد پسرى ابو العجايب            

كه علم كند به عالم شهداى كربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان            

چو على كه مى‏تواند كه به سَر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشَر توانمش گفت            

متحيرم چه گويم شه ملك لا فتى را

به دو چشم خون فشانم هله اى نسيم رحمت            

كه ز كوى او غبارى به من آر، توتيا را

به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت            

چه پيام‏ها كه دارم همه سوز دل صبا را

چو تويى قضاى گردان، به دعاى مستمندان            

كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو ناى هر دم ز نواى شوق او دم            

كه لسان غيب خوش‏تر بنوازد اين نوا را

همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى            

به پيام آشنايى بنوازد آشنا را

ز نواى مرغ يا حق بشنو كه در دل شب            

غم دل به دوست گفتن چه خوش است «شهريارا»

(تلخیص از روزنامه‏ ی اطلاعات، یکشنبه 29/ 1/ 72، مقاله‏ ی آقای رزم ‏آسا)

به نقل از حاج آقا رضا حداد عادل (پدر دکتر غلامعلی حداد عادل) از حجه‏ الاسلام آقا سید قاسم شجاعی- واعظ معروف-

27 شهریور ماه سالروز درگذشت شهریار، شاعر بزرگ اهل بیت است. او شعرهای بسیار زیبایی برای اهل بیت علیهم السلام و همچنین انقلاب دارد.

زمانی که در بمب گذاری، دست مبارک مقام معظم رهبری (حفظه الله) آسیب می بیند، شهریار شعر زیبایی برای ایشان و با مضمون دست چپ ایشان می سراید و تقدیم رهبری می کند.

 

میانمار توئیتر ندارد

(به مناسبت میلاد امام هادی علیه السلام و وقایع اخیر میانمار)

photo_2017-09-06_15-35-46

میلاد با سعادت حضرت امام هادی علیه السلام و همچنین دهه ولایت را تبریک عرض می کنم، هرچند اتفاقاتی که در میانمار در حال رخ دادن است، جشن و عیدی برای ما شیعیان و مسلمانان نگذاشته است.

در میانمار کودکان و زنان را زنده زنده می سوزانند، بچه ها را داخل آب خفه می کنند، نباید به راحتی از کنار این ها بگذریم.

یقین داریم این روزها برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه عزا است. این مسائل دیگر عیدی برای آقای مان حجت بن الحسن باقی نگذاشته است.

مشکل ما این است که مردم برای کشتن دو سگ در کشور خودمان، جلو استانداری مشهد و استانداری شهرهای مختلف جمع می‌شوند، تظاهرات می‌کنند، برگه دست می‌گیرند ما سگ هستیم، ما خود آن سگ هستیم، برای آنها توییتر می زنند، فیسبوک می زنند، ولی برای این همه مردم میانمار حتی یک شمع روشن نمی شود، چرا؟

چون میانمار توییتر ندارد، چون آنها فیس بوک ندارند، چون آنها، این طرفدارها را ندارند.

آمریکا هرجا دلش بخواهد، از هر که بخواهد حمایت می کند، آنها تاریخ را هم تحریف می کنند.

وقایع اخیر، وقایع دلخراشی است، در افغانستان نزدیک به ۵۰۰ بچه را سر بریدند، جریان میانمار، جریان یمن، بحرین، سوریه. امیدواریم خداوند مرهم دل ما و عیدی ما را ظهور حجت بن الحسن قرار بدهد.

اراده ترک عادات بد…

عادت های بد

یکی از بحران­هایی که امروز تمام مردم ما را تهدید می­ کند، بحران خانوادگی هست.

این اختلافاتی که بین زن و شوهرها در خانواده اتفاق می­ افتد، انسان را از شغل و کار و درس و زندگی­ اش می­ اندازد.

کم زندگی­هایی را پیدا می­کنید که این مشکلات را نداشته باشد.

این بحران­ها ریشه­ های مختلفی می­تواند داشته باشد؛ یکی از آنها این است که خانم­ها یا آقایان عادت­های خاصی دارند.

 

مثلا:

در منزل لباسی را می پوشند که همسرشان دوست ندارد؛ می گویند این طور عادت دارم و راحت ترم!

یا هنگام غذا خوردن ملچ مولوچ(!) می­ کنند.

یا اینکه وقتی مرد به خانه برمی­ گردد و همسرش از او می­ خواهد که استحمام کند، او می­ گوید حوصله ندارم و… .

انسان باید همت داشته باشد که عادت­ها بد را کنار بگذارد. عزم جدی بکنیم و عادت­های بد را کنار بگذاریم.

داستانک:

می‌گویند یکی از علما عادت به دخانیات داشت، سیگار یا چپق یا هر چه آن زمان بود، توتون و تنباکو می‌کشید. (در گذشته که از نظر پزشکی مضر بودن این ها شناخته نشده بود، این چیزها بین مردم معمول بود)

ایشان پیر شده و بود بیمار؛ پزشک  آمد و  ایشان را معاینه کرد و گفت: این کار برای شما ضرر دارد.

آن عالم به پزشک گفت: یک مرتبۀ دیگر بفرمایید، چه؟

گفت: آقا استفاده دخانیات برای شما ضرر مهمی دارد.

خود او مجتهد بود می‌دانست چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است.

همان لحظه آن عالم گفت: همه را جمع کنید ببرید.

به این می‌گویند همّت عالی. ۴۰ سال، ۵۰ سال به توتون عادت پیدا کرده، یک مرتبه همین که می‌گویند: ضرر دارد کنار میگذارد.

من می‌خواهم به عزیزانی که خدای ناکرده دچار اعتیاد و عادت های اینگونه هستند بگویم: نگویید نمی‌شود، فایده ندارد، خیر واقعا امکان دارد.

[کلیدهای زندگی، معارف قرآنی روایی، ناصر رفیعی، ص ۱۴۰]

داستانک 2:

آیت الله مرعشی در دیداری که با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دارند، در لابلای گفت و گوها، به امام می فرمایند: آیا چاى یا قهوه یا دخانیات میل دارىد آماده کنم؟

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) می فرمایند: این امور از فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم.

آیت الله مرعشی پس از این دیدار متوجه می شوند که دخانیات خوب نیستند؛ به همین خاطر دیگر از آنها استفاده نکردند.

کدام عمل در دحوالارض ، بهترین عمل است؟

(به بهانه روز ۲۵ ذی القعده، روز دحوالارض)

8-300x245

درباره ی ثواب بسیار زیاد و ممتاز روزه در روز دحوالارض ، بحث شد، و بیان شد روزه در روز دحوالارض از روزه تمام عمر بیشتر است

اما نکته اینجاست که با وجود اینکه روزه در روز دحوالارض معادل روزه در تمام عمر است و بلکه بیشتر، اما عمل دیگری وجود دارد که شاید ثوابش از روزه و شب زنده داری در دحوالارض بیشتر است و ما از آن غافل مانده ایم

شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان ، در اعمال روز دحوالارض در آخرین خط این اعمال می نویسد:

« و بدان که میر داماد رحمه الله در رساله اربعه ایام خود در بیان اعمال روز دحو الارض فرموده که زیارت حضرت امام رضا علیه السلام در این روز افضل اعمال مستحبه و آکد آداب مسنونه است »

[ مفاتیح الجنان – اعمال ماه ذی القعده]

ویژگی مهم شهید محسن حججی

وابستگی

بعد از اینکه شهید بزرگوار، شهید حججی، به شهادت رسید، این سوال برای خیلی ها و خود من پیش آمد که، چطور می شود بعضی انسان ها اینطور مرگ را به بازی می گیرند، چطور اینقدر مرگ برایشان حل شده است.

 خنجر کنار صورتش است، کنار شمرترین شمرهای زمان است، اما انگار نه انگار که قرار است تا دقایقی دیگر سر از تنش جدا شود.

حالا ما، یک زلزله سه ریشتری می آید تمام بدنمان می لرزد.

چطور بعضی ها اینطور هستند؟

یک دلیلش عدم وابستگی آنهاست.

اگر انسان وابستگی داشته باشد هیچ وقت نمی تواند درست حرکت کند.

شهید آوینی می فرماید: «مومن اگر وابستگی داشته باشد نمی تواند قیام کند و عصر ما عصر قیام است.»

بعضی ها به خانواده وابسته اند، بعضی ها به خانه، بعضی به زن و زندگی و …

این وابستگی ها مانند غل و زنجیر دست و پای انسان را می گیرد. وگرنه انسان اگر وابستگی نداشته باشد و جناب عزرائیل بخواهد جانش را بگیرد، مشکلی ندارد.

انسان باید مواظب وابستگی هایش باشد.

داستانک:

از علامه حلی پرسیدند: آب چاه پاک کننده است یا خیر؟

ایشان بعد از تحقیق به این نتیجه رسیدند که آب چاه پاک کننده است. زمانی که می خواستند فتوا دهند با خود گفتند من در منزلم چاه دارم، نکند به خاطر وابستگی به این چاه چنین فتوایی بدهم. دستور داد چاه منزلش را خراب کردند و دوباره تحقیق کردند و به همین نتیجه رسیدند.

ما اگر وابستگی داشته باشیم نمی توانیم درست تصمیم بگیریم.

مثلا من که از کالای خارجی استفاده می کنم، هیچ وقت نمی توانم بگویم شما کالای داخلی مصرف کنید، چون وابستگی دارم.

ما هرجا وابسته باشیم، آزاد نیستیم.

این شهدای عزیز ابتدا این مسائل را با خودشان حل کرذه اند. ابتدا از وابستگی ها آزاد شدند سپس خداوند آنها را به بهترین صورت که شهادت است، قبول کرد.

 

تایید گناه

تایید گناه 

داستانک:

یک کسی را می‌خواستند اعدام کنند، که از دزدهای بنام بود. گفتند: درخواستی نداری؟

گفت: چرا؛ دوست دارم مادرم بیاید با مادرم صحبتی بکنم.

گفتند: خوب اشکالی ندارد، مادر بیاید.

مادر آمد. گفت: پسرم چه می خواهی؟

گفت: مادر دوست دارم زبانت را دربیاوری بگذاری در دهان من؛ من همین آرزو را دارم.

مادر هم گفت: باشه. زبان را درآورد. این فرزند شروع کرد گاز گرفتن زبان مادر.

آمدند او را گرفتند و گفتند: ای دیوانه چکار می کنی؟

گفت: این مادر باعث شد امروز من کنار چوبه‌دار بیایم.

بچه که بودم یک عدد تخم مرغ دزدیدم آوردم خانه. مامانم گفت: بارک الله.

اگر آن بارک الله را مادر نمی‌گفت و یک سیلی در دهانم می زد امروز من اینجا کشیده نمی‌شدم.

آن تخم مرغی که آن روز دزدیدم، امروز شتر مرغ دزد شدم.

 

گاهی یک تحسین و باریکلا گفتن ما زندگی یک شخص را متحول می کند؛ یا به سمت خوبی یا بدی. فقط یک جمله است و حواسمان نیست.

مثلا کسی ریش گذاشته می گوییم زشت شده ای. همین یک کلمه کافیست که او همیشه ریشش را بتراشد.

یا خانمی چادر سرش کرده است. یک کلمه کافیست که چادر را برای همیشه کنار بگذارد.

یا در فضای مجازی گاهی لایک کردن ها، تایید ها و … مسائل را عوض می کند.

اگر کسی کار بدی انجام داده، ما به او آفرین بگوییم، تا آخرین روز عمرش که آن کار را انجام دهد در گناه او شریکیم.

از طرف دیگر اگر ما با کار بدی که شخصی انجام داده مخالفت کنیم، در ثواب ترک آن شریکیم.

بزرگواران مواظب باشید. در فضای مجازی ثانیه به ثانیه در حال تایید کاری هستیم.

ما اجازه نداریم در هر کانال معاند ضد دین و ضد انقلاب باشیم. آن موقع می شویم سیاه لشکر دشمن.

وقتی ما بازدید یک سایت ضد انقلاب را زیاد کردیم، آن دنیا در گناه آنها شریکیم. باید جواب بدهیم.

مثلا می پرسند اگر کانالی 5 هزار عضو داشت چرا تو یکی از آنها بودی؟ مانند اینکه در لشکر عمر سعد تو یک پیاده نظام بودی.                                                                                                       

جهاد و شهادت

(به مناسبت 31 تیرماه سالروز شهادت شهید عباس دوران)

doran-th4

داستانک:

صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلویزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.

تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.

 

این یعنی جهاد، که ببینیم ضعف دشمن کجاست یا کجا به خودش می بالد، همانجا را بزنیم. ببینیم دشمن، کجا ما را تحقیر می کند، همانجا قدرت پیدا کنیم. این جهاد می شود.

جهاد امروز جهاد اقتصادی است. ببینیم دشمن چطور ما را در بحث اقتصادی تحقیر می کند، آنجا خودمان را قوی کنیم.

در بحث علمی، چطور دشمن به خودش می بالد، آنجا کار کنیم.

در هر قسمتی که دشمن حمله می کند یا جایی که نقطه قوت دارد یا نقطه ضعف دارد، ما باید بر آنها برتری داشته باشیم.

افتخار ما شهدای عزیز هستند که متاسفانه نسل جدید زیاد با آنها انس و الفتی ندارند. در همین داستان، شهید دوران و همرزمان شهیدش، افتخار ایرانیان و مسلمانان اند.

پترس و … برای ما الگو نیستند. خودمان چنین الگوهایی داریم، آنوقت غربی ها الگوهای خود را به رخ ما می کشند. آنها هیچ جاذبه ای برای ما ندارند.

حالا که در کتب درسی بحث جهاد و شهادت دارد کم کم حذف می شود، شما پدرها و مادرها در خانه از جهاد و شهادت برای فرزندانتان زیاد بگویید. اگر جهاد و شهادت در خانواده کمرنگ شد سنگ روی سنگ بند نمی شود.

افتخار شیعیان

(به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام)

امام صادق ع

یکی از ویژگی های امام صادق علیه السلام قدرت ایشان در مباحث علمی بوده است.

این مباحث اینقدر زیاد بوده که دشمنان امام نیز به آن اعتراف می کنند. تا جایی که مالک بن اَنَس یکی از ائمه چهارگانه اهل سنت می گوید: «بهتر از جعفر بن محمد، دنیا نه دیده، نه شنیده و نه به قلب کسی رسوخ کرده».

ابوحنیفه امام دیگر اهل سنت می گوید: «عالم تر از جعفر بن محمد دنیا نزاییده».

داستانک:

مفضل بن عمر یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: در مسجد النبی نشسته بودم. یکی از بزرگان مادیون به نام ابن ابی الاوجاع پشت ستون با کسی صحبت می کرد و از پیامبر صلی الله علیه و آله بدگویی می کرد.

من عصبانی شدم و به او گفتم: خجالت بکش.

گفت: آرام باش، فکر می کنم تو شاگرد جعفر بن محمد هستی؟

گفتم:بله.

گفت: از این حرف ها تندتر به خود ایشان گفته ام اما یکبار ندیدم عصبانی شود. گاهی یقین می کنم بر او غالب شده ام اما ناگهان او جمله ای می گوید و مرا مغلوب می کند. اگر شاگرد او هستی از او یاد بگیر.

قدرت امام صادق علیه السلام چقدر است که دشمنان اینطور اعتراف می کنند؟

ما شیعیان به این افتخار می کنیم.

اگر تمام ادیان و فرقه های دنیا جمع بشوند یک نفر دیگر مانند امام ما پیدا بکنند، ما پیرو او خواهیم شد.

ما شیعیان پیرو این امام هستیم. بهایی ها، زرتشتی ها، یهودی ها، مسیحیان امروزی، پیرو چه کسی هستند؟

ما پیرو امامی هستیم که دوست و دشمن از او تعریف می کنند.

شیعیان، به داشتن چنین امامانی افتخار کنیم. یکی از آنها امام صادق علیه السلام است بقیه امامان هم «کلهم نور واحد» همه آنها از یک نور واحد هستند.

حد عبودیت و بندگی

(به مناسبت شهادت رئیس مذهب و مکتب تشیع، امام جعفر صادق علیه السلام)

تسلیم

 

شیعه باید تسلیم باشد.

 

داستانک:

مفضل بن عمر می گوید: من و عبدالله بن ابى یعفور خدمت امام رسیدیم. امام براى پذیرایى از ما میوه آورد، اما عبدالله به ایشان عرضه داشت که براى ناراحتى معده اش نمى تواند چیزى بخورد.

سپس عبدالله به امام گفت: «اى امام بزرگوار، شما مى دانید که من همواره از شما اطاعت کرده ام و هر چه گفته اید نه نگفته ام ، اگر این انار را نصف کنید و بگویید این نیمه حرام است و نیمه دیگر حلال است من بدون چون و چرا قبول مى کنم ، چون حرف شما حجت است.»

امام به او فرمود: «خدا رحمتش را شامل حالت گرداند.» سپس عبدالله بیمارى اش و درمان آن را که پزشک گفته باید شراب بخورد را به امام گفت و پرسید: حال چه مى فرمایید

امام صادق علیه السلام به او فرمود:شراب حرام است، هرگز شراب ننوش، این شیطان است که تو را وسوسه مى کند و مى خواهد به بهانه شفاى دردت، شراب به تو بنوشاند، اگر از شیطان نافرمانى کنى؛ او نیز مأیوس مى شود و دست از تو برمى دارد.

از این سخن امام، عبدالله خوشحال شد و دلش آرام گرفت. از امام خداحافظى کردیم و بازگشتیم. روز به روز حال عبدالله بدتر شد، اقوامش ‍ شراب آوردند تا او بنوشد، اما او نخورد.

مفضل، من شنیده ام اگر براى معالجه باشد اشکالى ندارد.

اگر اشکال نمى داشت امام صادق علیه السلام او را منع نمى کرد… به هر حال، روزهاى آخر عمرش را در بستر گذراند، پسر عمویش به او گفته بود: بیچاره، بخور اگر شراب ننوشى مى میرى. عبدالله نیز در جوابش گفته بود: به خدا قسم یک قطره هم نخواهم نوشید. چند روزى در بستر ماند و درد را تحمل کرد. خداى متعال هم او را براى همیشه شفا داد.

منبع : رجال کشى، صفحه ۲۴۷ تا ۲۴۹

این یعنی تسلیم بودن. چیزی که خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه السلام فرموده اند، باید چشم بگوییم. چرا خدا چنین چیزی را فرموده است، نداریم.

این یعنی تسلیم بودن، یعنی عبد، عبودیت.

مگر یک زبان و دو لب به تو ندادیم؟

hqdefault

خداوند در آیه 36 سوره مبارکه اسراء می فرمایند:

«إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً»؛

گوش و چشم و دل، هر یک مورد سؤال قرار خواهند گرفت.

تصور کنید روزی در مجلسی با دوستان و آشنایان در حال صحبت هستیم و صدایمان را ضبط می کنند؛ اگر بعدا این صدا را برای خودمان بگذارند، چه احساسی به ما دست می دهد؟

آیا احساس سربلندی می کنیم؟

اگر این صوت را در روز قیامت به ما نشان بدهند، می توانیم بگوییم من تا به حال حرف بیجا نزده ام؟ می توانیم بگوییم همه حرف هایم درست بوده؟

اگر در دادگاه بگذارند چطور؟ آیا حاضریم بگوییم این حرف من است؟

انسان باید خیلی مراقب کلامش باشد. بعضی ها خیلی راحت صحبت می کنند. همه چیز که به زبانشان می آید، می گویند.

خداوند در قرآن می فرماید:

«وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ»؛ و یک زبان و دو لب (به تو ندادیم)؟! (آیه 9 سوره بلد)

یعنی به شما لب دادیم تا زبانتان را زندانی کنید.

داستانک:

طلبه ای از دنیا رفت چون او را در خواب دیدند: پرسیدند: حالت چطور است؟

او گفت :مواظب اعمال و گفته های خود باشید ، زیرا حساب و کتاب خدا بسیار دقیق است.

روزی که باران می بارید من گفتم: به به عجب باران به موقعی !

هنوز سر آن یک جمله گرفتارم و به من می گویند :مگر خدا کار بی موقع هم انجام می دهد؟

**منبرک**