مرداد 15, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام حسین(علیه السلام), امام سجاد(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, گنجینه pdf منبرک ها, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
5,240
اين تصویر متعلق به دختربچهای شیعه در سوریه بوده که توسط گروههاي تروريستي تکفیری
به زنجیر کشیده شده است؛ سر پدر و مادر اين دختربچه در جلوی چشمان وي بریده میشود.
روايتي از امام پنجم حضرت امام محمد باقر«سلاماللهعليه» نقل شده است و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام سجاد«سلاماللهعليه» و ايشان هم از پدرشان حضرت سيّدالشهداء«سلام اللهعليه» و آن امام بزرگوار از قول مبارك مولاي متقيان اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه» روايت را نقل ميفرمايند.
همچنين در روايت آمده است حضرت اباعبدالله الحسين«سلاماللهعليه» در روز عاشورا و موقعي كه همۀ اصحاب و ياران به شهادت رسيده بودهاند، يعني در آن موقعيت حساس، كه لازم است مهمترين و حساسترين مطالب بيان شود، آخرين وصيت خود به فرزند برومندشان كه در حقيقت آخرين وصيت ايشان به شيعيان و بلكه بشريت است را چنين بيان مي فرمايند:
«يا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» [الكافي،ج 2 ، ص 331]
اي فرزندم، بپرهيز از ظلم به كسي كه در برابر تو ، هيچ ياري كنندهاي به جز خداوند ندارد
انسان بايد از ظلم به ديگران ؛ خصوصا به كساني كه ياوري جز خدا ندارند پرهيز كند (مانند بسياري از افراد كه اگر حقشان خورده شود؛ كاري از دستشان بر نمي آيد، مثل همسر ، شاگرد، بچه يتيم، انسان فقير و … )
و خدا نكند اين افراد نفرين كنند و يا اين ظلم را در دل بريزند
داستانك:
حضرت آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند:
در حمام های خزانه قدیم که تا کف حمام، پله می خورد و ارتفاع پلّه ها زیاد بود و از طرفی مسیر تاریک بود، روزی حضرت آیت الله شاه آبادی مشغول پایین رفتن به سمت حمام بودند و سرهنگی طاغوتی نیز می خواست برود بالا.چون آیت الله شاه آبادی پیر مرد بودند و با احتیاط پایین می آمدند راه بند آمده بود و سرهنگ باید منتظر می ماند ایشان پایین بیایند و او برود بالا.
سرهنگ پس از کمی معطلی عصبانی شد و با بی ادبی، ناسزایی به ایشان داد و نیز گفت:مردک، مگر نمی بینی ما منتظریم؟
مردم ناراحت شدند و به سرهنگ گفتند:ایشان آیت الله شاه آبادی است، چرا اینگونه ایشان را خطاب کردی؟
او گفت:هر که می خواهد باشد و بعد با بی اعتنایی بالا رفت.حضرت آیت الله شاه آبادی نیز هیچ نفرمودند و سر را به زیر انداختند و پایین آمدند.وقتی پای آن سرهنگ به بالا رسید خبر آوردند که آن سرهنگ مُرد!
حضرت آیت الله شاه آبادی شروع کردند به گریه کردن.از ایشان پرسیدند چرا گریه می کنید؟فرمودند:
” ای کاش جوابش را می دادم، اگر یک کلمه جوابش رامی دادم نمی مُرد! “[نكته ها از گفته ها ؛ دفتر اول؛ صفحه 66]


خرداد 6, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام کاظم(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله), داستانی, منبرک های روایی
2,793

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ كَثِيراً مَا كُنْتُ أَسْمَعُ أَبِي يَقُولُ
- لَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ لَا تَتَحَدَّثُ الْمُخَدَّرَاتُ بِوَرَعِهِ فِي خُدُورِهِنَّ …
امام موسى بن جعفر عليهما السّلام فرمود: بسيارى از مواقع از پدرم مى شنيدم كه مىفرمود:
- شيعه ما نيست كسى كه سخن گفتنش با زنان پرده نشين از روى پارسايى (يعنى همراه با اجتناب از گناه) نباشد …
اين نكته بسيار مهم است، كه رئيس مذهب تشيع ، مي فرمايد شيعه ما نيست كسي كه در صحبت با نامحرم دقت نداشته باشد
ايشان در جاي ديگري مي فرمايند:
وَ نَهَى أَنْ تَتَكَلَّمَ الْمَرْأَةُ عِنْدَ غَيْرِ زَوْجِهَا أَوْ غَيْرِ ذِي مَحْرَمٍ مِنْهَا أَكْثَرَ مِنْ خَمْسِ كَلِمَاتٍ مِمَّا لَا بُدَّ لَهَا مِنْه [من لا يحضره الفقيه؛جلد 4 ؛صفحه 6 ]
پيامبر نهى فرمود كه زن نزد غير همسرش يا خويشان محرمش بيش از پنج كلمه صحبت كند ، آن هم در صورت ضرورت
اين روايت براي صحبت كردن معمولي بود ، خدا نكند كسي با نا محرم شوخي كند كه در روايتي از پيامبر اسلام آمده است :
هر كس با نامحرم شوخى كند، براى هر كلمها ى كه در دنیا با او سخن گفته است هزار سال او را در دوزخ زندانى مىكنند. [ثواب الاعمال وعقاب الاعمال -ترجمه انصارى،صفحه 567 ]
داستانك:
یکی از راویان میگوید در کوفه به زنی قرآن میآموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیهالسلام) شتافتم،
امام باقر (علیهالسلام) فرمود: آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهرهام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن. [منبع:بحار الأنوار ، جلد 46، صفحه: 247]
فروردین 18, 1394
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), داستان های علما, داستانی, سیره بزرگان, قرآنی, ماه ذی الحجه, مناسبت های قمری, مناسبتی, منبرک های برگزیده, منبرک های روایی
2,095
(به بهانه نزديكي به روز مادر)
وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً [اسراء آيه 23]
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! هر گاه يكى از آن دو، يا هر دوى آنها، نزد تو به سن پيرى رسند، كمترين اهانتى به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو!
داستانك:
از امام باقر(عليه السلام) روایت است که در بنی اسرائیل عابدی بود بنام جریح، که در صومعه خویش به عبادت مشغول بود.
روزی مادرش در حالی که وی به نماز اشتغال داشت، وی را بخواند، و او مادر را پاسخ نداد ـ (در بعضی روایات آمده که اگر جریح فقیه می بود می دانست که قطع نماز نافله و پاسخ مادر از نماز افضل بود) ـ مادر برگشت، و بار دوم آمد و او را صدا زد، و باز پاسخ نداد، تا سه بار. در این بار مادر وی را نفرین کرد و گفت: از خدای بنی اسرائیل می خواهم که تو را به خود واگذارد و یاریت نکند.
روز بعد زن بدکاره ای به کنار صومعه او آمده و فرزندی را که در رحم داشت در آنجا وضع حمل کرد، و ادعا کرد که فرزند از آن جریح است. در میان بنی اسرائیل شایع شد که آن کس که مردمان را از زنا نهی می نمود خود مرتکب زنا گشته است! حاکم دستور داد وی را بدار کشند، مادر بر سر و روی زنان به پای چوبه دار آمد. جریح گفت ساکت باش که این نتیجه همان نفرین تو است.
مردمان چون شنیدند گفتند: ما از کجا بدانیم که این تهمت و این نسبت دروغ است؟ جریج گفت: کودک را حاضر کنید. چون کودک بیاوردند، از او پرسیدند: پدرت کیست؟ وی به زبان آمد و گفت: فلان چوپان پدر من است، و بدین گونه خداوند بر اثر توبه جریح وی را نجات داد، و جریح سوگند یاد کرد که از این پس از خدمت مادر جدا نگردد [بحار الأنوار ، ج71، ص: 75 ]
دی 21, 1392
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), امام صادق(علیه السلام), داستانی, سیره بزرگان, قرآنی, منبرک های روایی
1,140
امام صادق و يا امام باقر عليهما السّلام در روايتي كه سعدي نيز آن را به شعر درآورده و در سازمان ملل نيز نصب است ؛ (بني آدم اعضاي يك پيكرند) مي فرماييند :
الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَكَى شَيْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِكَ فِي سَائِرِ جَسَدِهِ …
مؤمن برادر مؤمن است، مانند يك پيكر؛ كه هر گاه عضوى از آن دردمند شود، اعضاء ديگر هم احساس درد كنند… [الكافي ؛ جلد 2 ؛ صفحه 166]
بايد ما دلسوز ديگران باشيم
مثلا :
چادر خانمي از موتور آويزان است . بوقي بزنيم و اطلاع دهيم ( نه آنكه سريع موبايلمان را در بياوريم و از صحنه ي افتادن، فيلم بگيريم)
ماشينمان جا دارد ،چرا پيرزن و يا پير مردي را سوار نكنيم
اگر پوست موزي ديدم . آن را با پا به كناري بزنيم
اگر سنگ در مقابل راه بود آن را كنار بگذاريم
از كنار بيمارستان عبور مي كنيم ، براي سلامتي همه ي بيماران سوره ي حمدي بخوانيم
از مقابل قبرستان عبور مي كنيم ؛ فاتحه بخوانيم
اگر كاري از دستمان بر نمي آيد ؛ لااقل غصه بخوريم
مانند غصه ،براي مردم مستضعف و يا مردم مظلوم عراق ، فلسطين ، افغانستان و …
پيامبر آنقدر براي كفار دلسوزي مي كرد كه خداوند مي فرمايد: لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ ؛ نزديك است جان خود را براي آنان تباه كني !
داستانك 1:
حجت الاسلام قرائتي مي فرمودند:
آيت الله العظمى گلپايگانى سر درس بود. من نشسته بودم.
مىگفت: گاهى كه متوجه مىشوم ،طلبهها كم درس مىخوانند، از غصه تب مىكنم.
گفتم: اگر بچههاى من مردود بشوند، داد مىزنم ولى تب نمىكنم.
آيت الله گلپايگانى براى پسر مردم تب مىكند، ولى من براى بچههاى خودم تب نمىكنم. از اين پيدا است كه او چه سوزى دارد
داستانك 2:
شخصي تعريف مي كرد : در تاكسي نشسته بودم . ناگهان موتوري با سرعتي عجيب ، از كنارمان گذشت
با خود گفتم : الان مغزش متلاشي مي شود و عبرتي خواهد شد براي ديگران
ديدم سريع راننده تاكسي پولي را در آورد و داخل قلك صدقه گذاشت .
متوجه شدم، براي سلامتي آن موتور سوار اين كار را كرد و فهميدم ،چقدر دلسوز ديگران است
اسفند 6, 1391
امام باقر(علیه السلام), منبرک های روایی
1,194
(به بهانه 14 ربيع الثاني سالروز قيام جناب مختار عليه السلام)

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«مختار را بد نگوئيد كه او دشمن ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت.»
حسين نفس مطمئنه، صفحه 39
زماني كه سر عبيدالله بن زياد را به مدينه نزد امام سجاد ـ عليه السلام ـ آوردند امام فرمودند:
«كه هيچ كس از بني هاشم نبود مگر اينكه به مختار درود فرستاد و در حق وي دعا كرد و نسبت به وي سخن نيك گفت.»
طبقات الكبري، جلد 5 صفحه 285
امیرالمومنین علی (علیه السلام ) در مورد مختار می فرمایند:
«به زودي ستمكاران، توسط كسي كه خداوند براي انتقام ما بر آنان خواهد فرستاد، به بلايي گرفتار خواهند شد و اين به خاطر فسق و جنايتي است كه مرتكب شدهاند، همانگونه كه بني اسرائيل گرفتار عذاب شدند … او جواني از قبيله ثقيف است كه او را مختار بن ابي عبيد ميگويند.» بحار الانوار جلد 10 صفحه 280
حضرت ابا عبدالله عليهالسّلام هم پس از خطبهاي كه در راه كربلا ایراد نمودند، ميفرمايند:
«پروردگارا، آن جوانمرد ثقيفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما احدي را معاف نكند. به جاي هر قتلي، كشتني و به جاي ضربت، ضربتي؛ و انتقام مرا و خواندن و دوستان و شيعيانم را از اينها بگيرد» بحارالانوار، جلد 45، صفحه 340
عبدالله بن شريك مي گويد روز عيد قربان نزد امام محمدباقر(عليه السلام) رفتم و در مجلس ايشان نشسته بودم كه مردي از اهل كوفه وارد شد. مرد كوفي اصرار داشت بر دست امام(عليه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسيار كرد. حضرت از او پرسيدند؛ تو كيستي؟مرد كوفي عرض كرد؛ من «ابومحمد، حكم بن مختار» هستم. امام (عليه السلام) او را در كنار خود نشانيد و تكريم كرد. فرزند مختار گفت؛ اي پسر رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلام) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولي به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرماييد را حق مي دانم. حضرت پرسيدند؛ مگر درباره پدرت چه گفته اند؟ و حكم بن مختار در پاسخ گفت؛ مي گويند پدرم كذاب بوده است! امام محمدباقر فرمودند:
سبحان الله ! پدرم به من خبر داد كه مهريه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامين شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوك رحم الله ابوك. مختار هيچ حقي از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را كشت و به خونخواهي ما برخواست
بحارالانوار، جلد 45 صفحه 351
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
بهمن 15, 1391
امام باقر(علیه السلام), امام خمینی (ره), داستان های علما, دستهبندی نشده, ماه بهمن, مناسبت های شمسی, مناسبتی, منبرک های روایی
2,602
)به بهانه دهه فجر)

بشارة المصطفى: بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى بْنِ ضُرَيْسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ وَ ابْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ أَبِي دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَرِيكٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ الزُّبَيْرُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ جَلَسُوا بِفِنَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَخَرَجَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص فَجَلَسَ إِلَيْهِمْ فَانْقَطَعَ شِسْعُهُ فَرَمَى بِنَعْلِهِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَنْ يَمِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ قَوْماً مِنَّا عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ ثِيَابُهُمْ مِنْ نُورٍ تَغْشَى وُجُوهُهُمْ أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ دُونَهُمْ قَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ الزُّبَيْرُ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ أُولَئِكَ شِيعَتُكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُ
عبد اللَّه بن شريك از حضرت باقر عليه السّلام فرمود
ابو بكر و عمر و زبير و عبد الرحمن بن عوف در صحن خانه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بودند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هم (از حجره خويش) بيرون آمد و در جمع آنها نشست، ناگاه بند كفش آن جناب كنده شد حضرت كفش خود را به على بن ابى طالب عليه السّلام داد تا اصلاح كند و فرمود:
همانا از جانب راست خداوند عزّ و جل يا از جانب راست عرش، مردمى از ما بر كرسىهائى از نور هستند كه صورتهاشان از نور و لباسهايشان از نور، نور آنها چشمهاى بينندگان از غير آنها را پر كند،
ابو بكر گفت آنها چه كسانى هستند يا رسول اللَّه؟ حضرت سكوت فرمود
زبير پرسيد يا رسول اللَّه آنها كيانند؟ سكوت فرمود
عبد الرّحمن پرسيد باز چيزى نفرمود،
تا حضرت على عليه السّلام سؤال كرد، فرمود آنها كسانى هستند كه به واسطه روح الله با هم دوستى كنند و دوستيشان بر پايه نژاد و مال نيست، يا على آنها شيعيان تو هستند و تو امام آنهايي
منبع : بحارالانوار جلد 68 (در برخي از چاپها جلد65) صفحه 139
عالم بزرگ مرحوم آيت الله شيخ عباسعلى اديب اصفهانى در توضيح اين حديث مى گويد: (كلمه روح الله, اينجا ـ در اين روايت شريف ـ اسم است. روح الله نامى كه مردم مطيع او هستند و بدون هيچگونه چشمداشتى او را يارى مى كنند. از ابتدإ تا حالا ما ميان علمإ ((روح الله)) نداشتيم و اگر هم داشتيم با اين خصوصيات نبوده است. مسلما مراد حضرت امام است. اين روايت شإن مردم را هم مشخص مى كند. شإن شهدا و ميدان دارها را, كسانى كه واقعا در اين زمان جهت يارى خدا زحمت مى كشند و خدمت مى كنند, قرينه اى ديگر هست كه مى رساند مراد ((روح الله)) در اين روايت اسم شخص است)
منبع:مقاله (قم, كانون قيام) از حجه الاسلام والمسلمين محمد حسن رحيميان
آذر 30, 1391
امام باقر(علیه السلام), منبرک های روایی
1,878
(به بهانه فصل سرما (
قال الامام الباقر عليه السلام
… الْكَفَّارَاتُ، إِسْبَاغُ الْوُضُوءِ فِي السَّبَرَاتِ وَ الْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَى الصَّلَوَاتِ وَ الْمُحَافَظَةُ عَلَى الْجَمَاعَات
امام باقر عليه السلام مي فرمايند:
…و اما كفاره ي گناهان:
1. در هواى سرد وضوى كامل ساختن
2. و شبانه روز ، به سمت نمازهاي روزانه حركت كردن
3. و به نماز جماعت مواظبت نمودن ميباشد.
منبع: الخصال، جلد 1، صفحه 84
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
آبان 23, 1391
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), لطیفه ای
1,792
أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:
3. قال عيسى عليه السّلام: من رضي بقسمة اللّه فكأنّما عمل بالإنجيل.
…
امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …
3.حضرت عيسىعليه السلام: آن كه به قسمت خداي رضا دهد؛ گويا به انجيل عمل كرده.
…
منبع :
تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس
يكي از مهمترين مصاديق راضي بودن به قسمت ؛ و شايد معناي راضي بودن به قسمت “قناعت”است
داستانک :
گويند شغالي،از شغال بودن خود خسته شد.
چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روي خويش را آراست و به ميان طاووسان درآمد.
طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند.
شغال از ميان آنان گريخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نيز او را به جمع خود راه ندادند و روي خود را از او برمي گرداندند.
شغالي نرمخوي و جهانديده، نزد شغال خودخواه و فريبكار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودي و داشتي قناعت مي كردي، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود مي آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر مي انگيختي. آن باش كه هستي و خويشتن را بهتر و زيباتر و مطبوع تر از آنچه هستي، نشان مده كه به اندازه ي بود، بايد نمود»
لطيفه:
ابو وائل گفت: من با دوستم به زيارت سلمان رفتيم و سلمان نان جو و نمك برايمان آورد.
دوست من گفت: اگر در اين نمك سبزي هم بود بهتر بود.
سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداري سبزي گرفت و آورد.
وقتي غذايمان را خورديم دوست من گفت: شكر خداوند كه ما را قناعت بخشيد و با قناعت غذا خورديم
سلمان گفت: اگر به روزي خود قانع بوديد آفتابه من به رهن نمي رفت.
آبان 23, 1391
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)
2,820
أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:
4.قال النبى صلّى اللّه عليه و آله: من حفظ لسانه فكأنّما عمل بالقرآن.
امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …
4.حضرت محمد صلي الله عليه و آله: كسى كه زبانش را نگهدارد گويا به قرآن عمل كرده.
منبع :
تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس
داستانک 1:
گويند: مرد عربى نزد پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) آمد، عرض كرد: يا رسول الله ، عملى به من بياموز كه باعث ورود به بهشتم شود. پيامبر فرمود:
1. گرسنه را سير ؛ 2. تشنه را سيراب، 3. امر به معروف 4. نهى از منكر كن!
و اگر نتوانستى جز در راه خير زبانت را نگهدار، زيرا تو بدين وسيله بر شيطان چيره مىشوى.
منبع: مجموعة ورام(تنبيه الخواطر) جلد 1 صفحه 105
داستانک 2:
لقمان به فرزندش نصيحت مي كند :اگر وارد مجلسي شدي گوشه اي بنشين و سخن مگو اگر ديدي ديگران صحبتهاي مفيد ميكنند وارد شو و اگر ديدي سخن مفيد نمي گويند داخل بر جمع آنان مشو
(مانند جلساتي كه ساعتها مي نشينند و جز در رابطه با نوع گوشي همراه وماشين و سياست وغيبت و تهمت و مسخره كردن و … سخني نمي گويند)
آبان 22, 1391
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام)
1,612
أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:
2. قال داود عليه السّلام: من منع نفسه عن الشهوات فكأنّما عمل بالزبور.
…
امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده: …
2.حضرت داود عليه السلام: هر كه از شهوات خوددارى كند ؛ گويا به زبور عمل كرده.
…
منبع :
تحرير المواعظ العددية، صفحه362، الفصل الخامس
در روايتي در جلد 71 بحار الأنوار صفحه 185 آمده است فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَة . شهوات انواع دارد:
بعضي شهوت خواب دارند ؛ و هر چه بخوابند ، باز هم تمايل به خواب دارند
بعضي شهوت مال دارند؛ هر چه پول به دست مي آورند ،طمعشان بيشتر مي شود
بعضي شهوت رياست دارند؛ براي به دست آوردن مقام ، از هر طريقي وارد مي شوند
بعضي شهوت زيبايي دارند؛ هر چند ماه يكبار جايي از صورتش را عمل مي كند
بعضي شهوت جنسي دارند؛ واز هر راهي براي تخليه شهوت استفاده مي كنند
بعضي شهوت تنوع طلبي دارند ؛ بايد وسايلشان را زود زود عوض كنند
مانند:
تنوع طلبي در تلفن همراه ؛ كه هر ماه گوشي اش را عوض مي كند
تنوع طلبي در ماشين ؛ بايد تند تند ماشين عوض كند
تنوع طلبي در همسر؛بعد از چند ماه كه با اين يكي بود ؛ دلش را ميزند و سراغ ديگري مي رود
تنوع طلبي در لباس؛ براي هر مهماني يك مدل جديد لباس تهيه مي كند.
تنوع طلبي در دكوراسيون منزل؛ بايد مبل و پرده و … را هر سال عوض كند
تنوع طلبي در دكوراسيون اداره ؛ (از آنجا كه پول ،مال خودش نيست )، رنگ و سنگ فرش و قاب وميز و … اداره بايد چند ماه يكبار عوض شود
و …
آبان 20, 1391
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام)
1,771
أربعة من الأنبياء تكلّموا بأربع كلمات:
1.قال موسى عليه السّلام: من قطع قرين السوء فكأنّما عمل بالتوراة.
…
امام باقر عليه السلام مي فرمايند:از چهار پيغمبر چهار سخن مانده:
1.حضرت موسى عليه السلام: هر كه رفيق بد را كنار گذارد؛ گويا به تورات عمل كرده.
…
منبع :
تحرير المواعظ العددية
صفحه362
الفصل الخامس
دوست بد عامل انحراف انسان است ؛
گاه دوست بد ؛پدر انسان است وگاه مادر. گاه خواهر است و گاه برادر . گاه فرزند است و گاه همسر . گاه همسايه است و گاه همكار . گاه استاد است و گاه دانش آموز.گاه هم كلاسي است و گاه هم بازي . گاه اوستا است و گاه شاگرد.
به عنوان مثال:
چه كسي فيلم هاي مبتذل را به انسان مي دهد؟
چه كسي دستور دروغگويي را به انسان مي دهد؟
چه كسي انسان را به دزدي كردن تشويق مي كند ؟
چه كسي انسان را به زنا و لواط و … دعوت مي كند ؟
چه كسي موسيقي هاي حرام را به انسان ميدهد ؟
چه كسي انسان را به سيگاري شدن تشويق مي كند ؟
چه كسي راههاي كلاهبرداري را به انسان ياد مي دهد ؟
چه كسي پيشنهاد دوستي هاي خياباني را به انسان مي دهد؟
چه كسي براي اولين بار پيشنهاد مصرف مواد مخدر را به انسان مي دهد؟
چه كسي بلوتوث هاي مخرب و پيامكهاي مبتذل را براي انسان مي فرستد ؟
آبان 2, 1391
اخلاقی, امام باقر(علیه السلام), منبرک های روایی
1,206
(به بهانه شهادت امام باقر عليه السلام )
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب
حضرت باقر عليه السلام فرمود:
خداى عز و جل براى بدى قفلهائى قرار داده، و كليدهاى آنها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.
منبع:
الكافي ، جلد 2 ، صفحه 339 باب الكذب …..
گاهي انسان به راحتي براي تعارف دروغ مي گويد!
داستانک:
مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي كند
“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و…”
اين پيام را به آن مرجع براي تاييد نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد.
پيام را تصحيح مي كنند و مي نويسند:
“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و…”
براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من بسيار ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد.
دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي نويسند:
“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان ناراحت شدند و…”
براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛ اين پير زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد.
رئيس دفتر مي گويد پس چه بنويسيم ؟ نمي شود كه نوشت:
“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد ؛ ايشان خوشحال شدند و…”
آن مرجع مي فرمايد چرا اينها را بنويسيد! ؛ بنويسيد:
“جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به …… رسيد ؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند“
*
نكته اينجاست كه گاه با تغيير كلمه اي ديگر دروغ نگفته ايم.