مناسبت های شمسی

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با مناسبت های شمسی می باشد، می توانید ببینید.

احترام به مقدسات

%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d9%82%d8%af%d8%b3%d8%a7%d8%aa

در طول تاریخ افراد خوبی بودند، که خوب نماندند و بسیاری از افراد انسان های خوب نبودند، اما خوب شدند. دلایل بسیار زیادی دارد که انسان عاقبت به خیر یا شر بشود، اما یک مورد در تمام زندگی این افراد مشخص بود:

احترام به مقدسات و بی احترامی به مقدسات.

تمام کسانی که عاقبت به خیر شدند این وجه مشترک را داشتند که احترام به مقدسات می گذاشتند.

اگر جناب حر توانست توبه کند به خاطر این بود که به امام حسین (علیه‌السلام) و حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) احترام می گذاشت.

اگر طیب حاج رضایی توفیق توبه پیدا کرد به دلیل این بود که به امام (ره) احترام می گذاشت.

داستانک

یکی از آن افراد شاهرخ ضرغام بود. شاهرخ مثل بسیاری از جوان های قبل از انقلاب، چون بستر فساد برایشان فراهم بود، فاسد شده بود. اهل شراب و فساد بود. در کاباره کار می کرد. تمام بدنش پر خالکوبی بود.

اما به مقدسات احترام می گذاشت. در ماه محرم و صفر و ماه رمضان لب به شراب نمی زد. عاشق امام حسین (علیه‌السلام) و مراجع تقلید و سادات بود. همین مسائل باعث شد که بعد از انقلاب عوض شود.

به جبهه رفت. چون بدنش پر از خالکوبی بود گفت: «خدایا اول پاکش کن بعد خاکش کن».

همین طور هم شد. مثل امروز 17 آذرماه بدنش پودر شد و هیچ اثری از او باقی نماند.

خاطرات شاهرخ ضرغام در کتاب «شاهرخ، حر انقلاب» موجود است.

احترام به مقدسات کار را درست می کند. مثلا:

کسی می بیند تکه نانی در خیابان افتاده است، خم می شود و آن را کناری می گذارد.

کسی روزنامه ای که کف مغازه پهن است را بر می دارد، که اسماء مقدسش درونش نباشد.

کسی که به رهبری احترام می گذارد. کسی که به مراجع و سادات احترام می گذارد.

آخرین نامه رتبه اول کنکور پزشکی

(به مناسبت روز دانشجو)

%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%a7%d8%ad%d8%af%db%8c

آخرین نامه رتبه اول کنکور سراسری:

«بسم رب الشهدء و الصدیقین»

چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره، قلب چند نفر را می درد؟

چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن، یعنی آتش، یعنی گریز به هرجا، به هر جا که اینجا نباشد، یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟

به راستی ما کجای این سوال و جواب ها قرار گرفته ایم؟

 

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود، از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد باخبر است؟

کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده، کشته شده و در آن جا دفن شده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند: «نبرد تن و تانک!». اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟

 

آیا می توانید این مسئله را حل کنید:

گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله‌ی هزار متری شلیک می شود و در مبدأ به حلقومی اصابت و آن را سوراخ و گذر می کند. حالا معلوم نمایید، سر کجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام… و کدام…؟ توانستید؟!

اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ۱۰ متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده ی مهران-دهلران حرکت می کند مورد اصابت قرار می‌دهد. اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود، معلوم کنید کدام تَن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟….

دلت را به چه بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه‌ی فوق دکترا؟…

صفایی ندارد ارسطو شدن

خوشا پرکشیدن، پرستو شدن…

 

آنچه خواندید متن نامه ای از شهید «احمدرضا احدی»، دارنده ی رتبه ی نخست کنکور پزشکی سال ۶۴ است که ساعتی قبل از شهادت نوشته است.

بسیج یعنی این…

(به بهانه روز بسیج)

58

یک روزی، بسیج دنیا را فتح خواهد کرد، مطمئن باشید.

همینطور که همین الان بسیاری از جاهای دنیا مدیون بسیج است. همین زائران پیاده، که اربعین به کربلا تشریف بردند، اگر بسیج نبود امروز چیزی از کربلا باقی نمی ماند.

قولی که دو سال پیش آیت الله سیستانی دادند که جزو تاریخی ترین قول های فقهای جهان تشیع بود. اگر آن حکم ایشان نبود بسیج مردمی عراق شکل نمی گرفت و داعش، اثری از کربلا باقی نمی گذاشت. همانطور که وقتی داعش وارد عراق شد اعلام کرد: ما تمام نماد شرک، خصوصا کربلا را از بین خواهیم برد.

ارتش عراق و تمام شهرهای اطراف بصره که تسلیم شده بودند. هیچکس گمان نمی کرد که دست قدرت الهی از آستین یک پیرمرد که سال هاست از خانه اش بیرون نیامده، بیرون بیاید و چنین حکم حکومتی بدهند.

بسیج عراق شکل گرفت و وضع داعش به این روز کشیده شد. امروز داعش نمی تواند حتی یک بمب در مسیر بگذارد و مجبور است چند روز بعد بمب گذاری کند. همان موقع آنها اعلام کردند، روزی سر از تن آیت الله سیستانی جدا خواهیم کرد.

بسیج مردمی یعنی این. هشت سال دفاع مقدس را همین بسیجی ها اداره کردند. همین الان هم لبنان را بسیجی ها اداره می کنند.

روز اول فروردین 1375 یکی از جوان های حزب الله به نام «علی منید اشمر» که واقعا چهره زیبایی داشت و معروف به «قمرالمستشهدین» یعنی ماه شهادت طلب ها بود، عملیات شهادت طلبانه انجام می دهد و تعدادی از افسران رژیم غاصب صهیونیستی را به درک واصل می کند. ایشان در وصیت نامه اش می نویسد: «سلام مرا به بچه ها و بسیجیان ایران برسانید و بگویید من اینگونه شهادت طلبی را، از حسین فهمیده شما یاد گرفته ام و ما مدیون شما هستیم».

قاسم های انقلاب

index

کتاب شیرین تر از عسل (چاپ موسسه شهید ابرهیم هادی) 40 روایت از قاسم های انقلاب و شهدای مظلوم و نوجوان 12، 13 ساله می باشد. یکی از این شهدای 12 ساله که در سال 1348 به دنیا آمد و درسال 1360 به شهادت رسید، شهید محمد حسین ذوالفقاری است که در زیر قسمتی از وصیتنامه ایشان را خطاب به پدر و مادرش می خوانید:

وصیتم به پدر و مادرم: مادر عزیزم! سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم، ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم و نه مال خودم، بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید. زیرا که خدا در قرآن می فرماید: «ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»؛ و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.

ان شاء الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته اند قوت و نیرویی عطا کند. ای پدر و مادر! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند، که خدای مهربان مرا ببخشد.

الگویی بنام شهید “حسین فهمیده”

(به مناسبت 8 آبان سالگرد شهادت شهید حسین فهمیده)

images

در سال 1978 رژیم غاصب صهیونیستی به لبنان حمله کرد و در سال 1982 بیروت را گرفت. همه فهمیدند که لبنان مانند فلسطین شد و کسی نمی تواند با اسرائیل مقابله کند. اما 11 نوامبر اتفاقی افتاد که همه چیز را عوض کرد و موازنه تاریخ را به هم ریخت. جوانی هجده ساله به نام «احمد قصیر» با ماشینش که پر مهمات بود بیش از 150 افسر اسرائیل را به درک واصل کرد. این اولین عملیات شهادت طلبانه بود که بعد از آن کار اسرائیل تمام شد.

احمد در وصیت نامه خودش می نویسد: «عملیات شهادت طلبانه را از نوجوان 13 ساله ایرانی به نام حسین فهمیده یاد گرفتم».

حالا انسان می فهمد که چرا امام(ره) فرمودند: رهبر ما آن طفل سیزده ساله است.

عملیات شهادت طلبانه به کابوس اسرائیل تبدیل شد. تا اینکه الان رژیم غاصب صهیونیستی می گوید: تنها عملیاتی که اسرئیل هیچ وقت نمی تواند جلویش را بگیرد همین عملیات های شهادت طلبانه شیعیان است. اگر جلو عملیات های شهادت طلبانه گرفته شود اسرائیل خیلی جلو می افتد.

حالا متوجه می شوید چرا اسرائیل با حسین فهمیده و درس قهرمان کوچک در کتب درسی بچه های ما مشکل دارد؟ او می داند که همه از او درس می گیرند پس باید جلو درس گرفتن آنها را بگیرد.

امروز سالروز شهادت این شهید بزرگوار، «حسین فهمیده» است.

اولين انتشار ۸ آبان ۱۳۹۵

از شکنجه اسرای ایرانی، تا دفاع از حرم

(به بهانه آغاز هفته‌ی دفاع مقدس)

%da%a9%d8%a7%d8%b8%d9%85-%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1

آقای اوحدی رئیس سازمان حج و زیارت که خود از آزادگان دفاع مقدس است می‌گوید:

در اردوگاه تکریت 5 مسئول شکنجه اسرای ایرانی جوانی بود به نام «کاظم عبدالامیر مزهر النجار» معروف به کاظم عبدالامیر.

یکی از برادران کاظم، اسیر رزمندگان ایرانی بود، برادر دیگرش در جنگ کشته شده بود و خودش نیز بچه‌دار نمی‌شد. با این اوصاف کینه‌ خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت. انگار مقصر همه مشکلات خود را اسرای ایرانی می‌دانست!

 در این میان آقای ابوترابی را بیشتر اذیت می‌کرد. او می‌دانست آقای ابوترابی فرمانده و روحانی انقلابی است، از این رو ضربات کابلی که نثار آن مجاهد می‌کرد، شدت بیشتری نسبت به دیگر اسرا داشت، اما هیچ‌گاه مرحوم ابوترابی شکایت نکرد و همواره به او احترام می‌گذاشت!

 

… یک روز کاظم با حالت دیگری وارد اردوگاه شد. یک راست به سمت سید آزادگان آقای ابوترابی رفت و گفت: بیا اینجا کارت دارم! ما تعجب کردیم. گفتیم لابد شکنجه جدید و …

 اما از آن روز رفتار کاظم با ما و خصوصاً آقای ابوترابی تغییر کرد! دیگر ما را کتک نمی‌زد. حتی به آقای ابوترابی احترام می‌گذاشت. برای همه ما این ماجرا عجیب بود. تا اینکه از خود آقای ابوترابی سؤال کردیم … ایشان هم ماجرای آن روز را نقل کرد و گفت:

کاظم عبدالامیر در آن روز به من گفت: «خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من کرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایرانی‌ها را اذیت کنی.

 

اما مادرم دیشب خواب حضرت زینب(ع) را دیده و حضرت زینب(ع) نسبت به کارهای بنده در اردوگاه به مادرم شکایت کرده!

صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانی‌ها را اذیت می‌کنی؟ حلالت نمی‌کنم. حالا من آمده‌ام که حلالیت بطلبم.»

کم کم به مرور زمان محب حاج آقا ابوترابی در دل او جا باز کرد. او فهمیده بود آقای ابوترابی روحانی و از سادات است برای همین حتی مسائل شرعی خود و خانواده‌اش را از حاج آقا می‌پرسید.

 

آقای اوحدی ادامه دادند:

بعد از آن روز رفتار کاظم با اسرای ایرانی به ویژه شهید ابوترابی بسیار خوب بود. تا اینکه روزی قرار شد آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل کنند. کاظم بسیار دلگیر و گریان بود، به هر نحوی بود سوار ماشینی شد که آقای ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل می‌کرد … کاظم می‌خواست در طول مسیر تا اردوگاه بعدی نیز از حضور مرحوم ابوترابی بهره‌مند شود.

روزها گذشت تا اینکه اسرای ایرانی آزاد شدند. کاظم برای خداحافظی با آنان به خصوص سید آزادگان تا مرز ایران آمد.

او پس از مدتی نتوانست دوری حاج آقا ابوترابی را تحمل کند و به هر سختی بود راهی ایران شد. او برای دیدن حاج آقا به تهران آمد. وقتی فهمید حاج‌آقا ابوترابی در مسیر مشهد و در یک سانحه رانندگی مرحوم شده‌اند به شدت متأثر شد. برای همین به مشهد و سرمزار آقای ابوترابی رفت و مدت‌ها آنجا بود.

 

کاظم از خدا می‌خواست تا از گناهانش نسبت به اسرای ایرانی بگذرد. او سراغ برخی دیگر از اسرای ایرانی رفت و از آن‌ها بابت شکنجه‌ها و … حلالیت طلبید.

 

حالا شاید این سؤال را بپرسید که این ماجرا هر چند زیباست و نشان از توبه یک انسان دارد، چه ربطی به مدافعان حرم دارد!؟

 

ربط ماجرا در اینجاست که انسان اگر توبه واقعی کند می‌تواند مقام شهادت را کسب کند. کاظم داستان ما مدتی قبل در راه دفاع از حرم حضرت زینب(ع) در سوریه به شهادت رسید.

او ثابت کرد که مانند حر اگر از گذشته سیاه خود توبه کنیم، می‌توانیم حتی به مقام  شهادت برسیم.

[با تلخیص، کتاب مدافعان حرم، موسسه شهید ابراهیم هادی]

جنایت صبرا و شتیلا

(به بهانه 25 شهریور، حمله رژیم صهیونیستی به صبرا و شتیلا)

12

امروز 25 شهریور یکی از سیاه ترین روز های تاریخ، خصوصا در قرن اخیر است. بزرگترین نسل کشی تاریخ در این قرن، در مثل این روز اتفاق افتاد.

25 شهریور ماه رژیم غاصب صهیونیستی به اردوگاه صبرا و شتیلا حمله کرد و در عرض کمتر از دو روز بیش از 3000 مسلمان را کشت.

 

دیوید هرست (DAVID HIRST)، نویسنده کتاب “تفنگ و شاخه زیتون؛ ریشه‌های ناآرامی‌ها در خاورمیانه” که به ‌عنوان خبرنگار در زمان نسل‌کشی صبرا و شتیلا در بیروت حضور داشت، مشاهداتش را این‌گونه در کتاب خود آورده است:

اولین واحد شامل 150 شبه‌نظامی فالانژیست از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به ‌همراه داشتند. قتل‌عام به ‌مدت 38 ساعت شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی‌ها ادامه داشت: آنها به ‌زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌ها در خواب را به رگبار مسلسل بستند. فالانژها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می‌دادند چشم‌های‌شان را درمی‌آوردند، زنده زنده پوستشان را می‌کندند، شکم‌ها را می‌دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه‌های‌شان را می‌بریدند و در آخر به ‌ضرب گلوله آنها را از پا درمی‌آوردند. بچه‌ها را از وسط دوشقه می‌کردند و مغزشان را به دیوار می‌کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت خود کشتند. دست بعضی را به ماشین می‌بستند و در خیابان‌ها می‌کشیدند، دستهای فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه‌ها از گوشت آنها می‌خوردند. گربه ها آن‌قدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می‌کردند زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند.

این ها بخشی از جنایتی بود که در مثل امروز توسط رژیم غاصب صهیونیستی اتفاق افتاد.

3 چیز شکایت می کند

( به بهانه 31 مرداد ؛ روز جهانی مسجد )

masjed2-2

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:  ثَلَاثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ غُبَارٌ لَا يُقْرَأُ فِيه

امام صادق علیه السلام فرمودند:

 سه چيز پيش خداى عز و جل شكايت كنند.

  1. مسجد ويرانى كه اهلش در آن نماز نميخوانند
  2. دانشمندى كه ميان نادانان گرفتار است
  3. قرآنى كه بگوشه آويخته‏اند و غبار بر آن نشسته و در آن قرائت نميشود [ الخصال، ج‏1، ص: 142]

از امام صادق علیه السلام منقول است که:

 مساجد از کسانی که همسایه مسجد هستند و در مسجد حاضر نمی‌شوند، به خدای تعالی شکایت کردند؛ خداوند عزوجل به آنها وحی فرمود: به عزّت و جلالم قسم هیچ نمازی را از آنها قبول نمی‌کنم و عدالت ایشان را در میان مردم ظاهر نمی‌سازم و رحمتم به آنها نمی‌رسد و در بهشت در جوار من نخواهند بود. [أمالي طوسي جلد 2 : صفحه 307]

داستانک :

یک نفر نابینا به حضور پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) رسید و عرض کرد من نابینا هستم ، صداى اذان جماعت را مى شنوم،  ولى کسى نیست که دستم را بگیرد و مرا به جماعت برساند، پیامبر ( صلّى اللّه علیه و آله ) فرمود:

 از منزل خود تا مسجد، طنابى ببند و هنگام نماز جماعت ، آن طناب را بگیر و با راهنمایى آن خود را به مسجد برسان و در نماز جماعت شرکت کن  [ تهذیب الاحکام ،ج ۲،ص ۲۶۶(چاپ جدید)]

ده . ده . ده

( به بهانه 31 مرداد ؛ روز جهانی مسجد )

yV1402580882

مَنْ مَشَى إِلَى مَسْجِدٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ فَلَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ يُمْحَى عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ وَ رُفِعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجَات       

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

كسى كه بطرف مسجدى از مساجد خداوند گام بردارد، در برابر هر گامى كه برمى‏دارد تا زمانى كه به منزلش بازگردد، ده كار نيك به دست مى‏آورد، ده گناه از او پاك مى‏شود و ده درجه بالا مى‏رود  [ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 291]

داستانک:

شهيد شيرعلي راشكي.، معمولاً برای انجام فریضه‌ی نماز جماعت، فاصله‌ی خانه تا مسجد را که حدود 3 کیلومتر بود، پیاده طی می‌کرد.

پدر و مادرش به وی گفتند: «چرا این همه راه را پیاده می‌روی؟»

شهید گفت: «این پیاده راه رفتن من، به نفع شما می‌باشد. زیرا هنگامی که به مسجد می‌روم هزار صلوات در راه ذکر می‌گویم که ثوابش به پدرم می‌رسد و موقع برگشت هم هزار صلوات می‌گویم که ثواب آن از مادرم می‌باشد.»

[کتاب نماز و نیاز، ص 60.و کتاب ترمه نور، ص 174]

۲ عامل جلوگيري از فسادهاي جنسي

IMG00012252

بسياري از نزاع‌ها، طلاق‌ها، قتل‌ها، خودكشي‌ها، اعتيادها، باندهاي فساد و فحشاء و …  ريشه در بی عفتی و انحرافات اخلاقی دارد.

به عنوان نمونه چند تيتر از اين حوادث ناگوار:

روزنامه قدس(28/8/86) ص13:  قتل شوهر با همكاري راننده سرويس

روزنامه قدس(9/2/86) ص13: قتل شوهر با چاقوي همسر خيانتكار

روزنامة خراسان،  ش13431  (22/9/1374) : قصاص ‌نفس به خاطر به قتل رساندن شوهر

روزنامه خراسان ،ش18327 (1391/11/8) متجاوز به عنف در کرمان به دار مجازات آويخته شد.

رجانيوز،کد خبر(77149):سه متجاوز به ­عنف سحرگاه امروز دوشنبه ‌در زندان اوین به دار مجازات آویخته شدند.

روزنامه قدس(29/2/86) ص17: رقيب عشقي، قاتل جوان شكست خورده

روزنامه اعتماد ملي(12/3/86) ص14: پسر17 ساله، سر قرار كشته شد

روزنامه قدس(6/3/86) ص13: قتل دوست خيانتكار، با چاقوي آشپزخانه

روزنامه خراسان  (91/10/27):جواني که در جريان درگيري با دختر مورد علاقه اش دچار جنون آني شد و او را با ۴۷ ضربه چاقو به قتل رساند.

روزنامه قدس(20/8/86) ص13: دستگيري پير مرد 92 ساله به جرم اغفال و تجاوز به زنان!

و …

حال ؛ سوال اينجاست ، كه چه اتفاقي مي افتد كه يك انسان دست به چنين جنايات هولناكي ميزند؟

قطعا دلايل زياد و متنوعي دارد ؛ اما پايه مشترك در اكثر اين موارد يك چيز است

بنده چندين بار براي مشاوره و سخنراني به زندان رفته ام و گاه از زندانياني كه امثال اين جنايات را انجام داده اند سوال كرده ام

به عنوان مثال: از شخصي كه دختري را سوار ماشين خود كرده بود و بعد به زور به او تجاور كرده و او را كشته بود و در آستانه اعدام قرار داشت ؛ سوال كردم:

آيا دختر جلوي ماشينت دست تكان داد؟ گفت : نه

گفتم : آيا به تو چشمك زد؟ . گفت :نه

گفتم: آيا به تو لبخند زد ؟ گفت : نه

گفتم: پس چطور فهميدي اهل اين كارهاست كه سوارش كردي؟

گفت : اگر نمي خواست كه با اين وضع آرايش به خيابان نمي آمد.

*****************************************************

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم؛ چه ايمان داشته باشيم و چه نداشته باشيم، بايد قبول كنيم مهمترين عامل جلوگيري از فسادهاي جنسي، حجاب و حياي خانمها و حفظ چشم توسط آقايان است

تفاوت انتظار حضرت امام، با برخي از مدعيان انتظار

(به بهانه ارتحال حضرت امام خمینی و قیام 15 خرداد)

10-291x300

داستانك:

حضرت امام خميني در يك ديدار تاريخي در سال 1341به آقاي حبيب الله عسكر اولادي فرموده بودند:

اين مبارزه طولاني است وممكن است مرحله اول آن تا20سال نيز طول بكشد لذا شما بايد خود را براي چنين مسير طولاني آماده كنيد.

مبارزه ما براي تغيير يك قانون ،تغيير يك وزير حتي يك دولت نيست،ما براي فراهم كردن مقدمات ظهور ولي عصر “عجل الله فرجه”مبارزه مي كنيم.

انقلاب اسلامي ما سه مرحله دارد مرحله اول اينكه كشور ايران را اسلامي كنيد،مرحله دوم اينكه كشور هاي مسلمان به طرف حاكميت اسلام برده شوند ومرحله سوم اسلام را در سراسر دنيا گسترش دهيد وجهانيان را با اسلام آشنا نماييد .آنگاه در محضر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)عرضه بداريم كه مولي ،جهان باي تشريف فرمايي شما آمادگي دارد.

[ كتاب اندكي صبر صفحه 23 به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي 11 بهمن 1377]

دلداری به امام!

(به بهانه سالروز ارتحال حضرت امام خمینی )

11605_66518یکی از ویژگیهای بارز حضرت امام خمینی رحمت الله علیه عدم دلبستگی به دنیا بود

خود حضرت امام که بارها روایتِ : حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة را برای مردم خوانده بودند . خود عامل واقعی به این حدیث نبوی هستند . و ذره ای عشق به دنیا در وجود ایشان پیدا نمی شود

داستانک:

روحیه امام تا آخرین نفس و تا آخرین لحظه حیات هیچ تغییری نکرد و همان طور که آن روز حرف می‌زدند، در مقابل مرگ نیز همان طور بسیار عادی برخورد می‌کردند. یکی از بستگان به ایشان گفته بود که چیزی نیست و حال شما خوب خواهد شد. گفتند: نه آمدنش چیزی هست و نه رفتنش چیزی هست و نه مرگش چیزی هست. هیچ کدام از اینها چیزی نیست.

نقل از : حجت الاسلام و المسلمین امام جمارانی

منبع :‌ کتاب زندگی به سبک روح الله

 

جریانی که آیت الله بهجت را در پایان عمر نگران کرده بود

(به بهانه 27 ارديبهشت سالروز ارتحال آيت الله العظمي بهجت)

27

آيت الله ری شهری در کتاب زمزم عرفان؛ كه مجموعه اي از خاطراتشان از حضرت آيت الله بهجت است؛ مي آورند :

در دیداری که اواخر سال 86 با آیت‌الله بهجت داشتم ایشان فرمودند:

آقای خمینی را در خواب دیدم که جلوی من نشسته، ولی ضعیف و رنجور. ناگهان سکته کرد و از دنیا رفت. این بدان معنا است که نهضت ایشان … دچار مشکل می‌شود.
برای پیشگیری از آسیب دیدن نهضت به آقای خامنه‌ای پیغام دادم که من برای پیشگیری از آسیب‌ها اقداماتی انجام داده ام؛ لیکن خود ایشان هم باید کارهایی را انجام دهد…

 بعد ایشان آقای حجازی را فرستاد و توضیح خواست.

در ادامه آیت‌الله بهجت خطاب به آقای ری شهری می فرمایند: شما هم کاری بکنید.

آقای ری شهری می‌گوید: غیر از دعا و ذکر چه می‌توان کرد؟

که ایشان می‌فرمایند: قربانی و صدقه موثر است.

باري! گويا اين ولي خدا ، حوادث تلخي كه اندكي پس از وفات ايشان در ارتباط با انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري براي ملت ايران پيش آمد را ، با ديده ي بصيرت مي ديد و تلاش مي كرد از طريق ارتباطات معنوي خود، از آنها پيشگيري كند و يا از شدت آنها بكاهد …

[كتاب زمزم عرفان، صفحه185]

فلسفه 2 سجده

 (به بهانه فصل بهار)

16قرآن كريم بارها و بارها نمونه هایی کوچک از قیامت و زنده شدن مردگان را مثال می زند كه یکی از نمونه های آن را در روي زمين مي بينيم. در  حديث است كه از پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند :

 « اذا رايتم الربيع فاكثروا ذكر النشور » .

هر وقت بهار را ديديد بسيار از قيامت ياد كنيد . [ مفاتيح الغيب،از فخرالدين رازی ،جلد ‏17، ص: 194]

 يعني بهار مثالي و الگويي از قيامت است

یکی از هزاران فلسفه نماز ؛ بودن به یاد مرگ و قیامت است

در سوره حمد “مالک یوم الدین” می گوییم و یا در هر رکعت 2 سجده انجام می دهیم

به راستی فلسفه 2 سجده چیست ؟

از حضرت على علیه السلام  در مورد فلسفه سجده سؤال شد، حضرت فرمود:

سجده اول به این معنا است که خدایا اصل ما از خاک است. و معناى سربرداشتن از سجده این است که خدایا ما را از خاک خارج کردى. و معناى سجده دوم، این است که خدایا دو باره ما را به خاک برمى گردانى. و سربرداشتن از سجده دوم به معناى این است که خدایا یک بار دیگر در قیامت از خاک بیرونمان خواهى آورد.

سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ مَعْنَى السُّجُودِ فَقَالَ مَعْنَاهُ مِنْهَا خَلَقْتَنِی یَعْنِی مِنَ التُّرَابِ وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السُّجُودِ مَعْنَاهُ مِنْهَا أَخْرَجْتَنِی وَ السَّجْدَةُ الثَّانِیَةُ وَ إِلَیْهَا تُعِیدُنِی وَ رَفْعُ رَأْسِکَ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِیَةِ وَ مِنْهَا تُخْرِجُنِی تَارَةً أُخْرَى‏»؛[ بحار الأنوار، ج ‏82، ص 139]

 این سخن اشاره یه این آیه شریفه دارد: «مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْرى‏»؛[سوره طه،آیه ۵۵.] ما شما را از آن [زمین‏] آفریدیم و در آن بازمى‏‌گردانیم و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون مى‏‌آوریم

تفریح باید اینگونه باشد (3. همراه با صرفه جویی)

(به بهانه نزدیکی به ایام تعطیلی نوروز)

28

يكي ديگر از مباحثي كه بايد در رابطه با تفريح مدنظر قرار گيرد، اين است كه تفريح همراه با صرفه جويي باشد

اگر 2 پارك مثل هم وجود دارد ؛ چرا پارك دورتر مي رويم

اگر ساحل دريا از نظر تميزي و خلوتي و … مثل هم بود ؛ چرا ساحل دورتر مي رويم

و به همين صورت در كارهاي ديگر

مثلا: در زمان مصاحبه از يك مسئول ؛ اگر مسئول يكي ست ، و حرف يكي ؛ پس چرا 50 خبرنگار و فيلمبردار و … دور يك مسئول مي روند و ميكروفن به دست مي گيرند ؛ چه ايرادي دارد يك خبرنگار باشد و بقيه همان را نشان دهند؟!

داستانك:

شهيد رجايي اول انقلاب ، براي بازديد به جايي رفت

تعداد زيادي ازعکاسان وخبرنگاران دنبال ايشان مي رفتند و مرتب عکس و فيلم مي گرفتند و دوربينشان فلاش مي زند.

ايشان همين طور که از پله ها بالا مي رفتند به همه خبرنگاران و عکاسان گفت:

اينهمه عکس چرا مي گيريد ، اکنون که زمان جنگ است با چه سختي اين فيلم و اين دوربين را از خارج وارد مي کنيم يعني تمام اين ها را ما دلار مي دهيم ، هرفلاشي که شما مي زنيد تيريست به قلب من

تفریح باید اینگونه باشد(کلیه موارد)

**منبرک**