ماه بهمن

در این بخش منبرک هایی را که در رابطه با ماه بهمن می باشد، می توانید ببینید.

تاثیر انقلاب بر دین داری مردم جهان-1

(به بهانه دهه مبارک فجر)

دین دار شدن مردم

یکی از مباحثی که در مورد انقلاب اسلامی مظلوم واقع شده تاثیر انقلاب اسلامی و نقش امام در دین دار شدن مردم جهان است. 

کتابی به نام «عصر امام خمینی» در این زمینه هست که نظرات اندیشمندان بزرگ غربی درباره نقش حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی در دین دار شدن مردم را جمع آوری کرده است.

در این کتاب آمده است:

پروفسور عبدالعزیز ساشاد نیا –مشاور وزارت دفاع آمریکا در امور خاورمیانه- که استاد دانشگاه ویرجینیای آمریکا است این جمله را بیان می کند: «تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) هیچ کس در آمریکا توجهی به دین نداشت اما بعد از آن یکباره رهبران دینی، حتی رهبران مسیحی و یهودی قوت گرفتند و از نیروی دین باخبر شدند. امروز 90% آمریکایی ها معتقد به وجود خدا هستند و معتقدند که دین نقش بزرگی در زندگی بشر ایفا می کند.

در حال حاضر در آمریکا کلاس های ادیان شناسی شلوغ ترین کلاس هاست و تنها در دانشگاه ویرجینیا که من به تدریس دین شناسی مشغول هستم 128 نفر به تدریس دین شناسی مشغول هستند.

با وجود اینکه دانشگاه ویرجینیا دولتی است و بر اساس قوانین آمریکا در مراکز دولتی باید سیاست و دیانت از هم جدا باشند، دانشجویان استقبال زیادی از کلاس های دینی به عمل می آورند که نشان دهنده ی تلاش جوانان جامعه‌ی آمریکا برای گرایش به دین است».

منبع: عصر امام خمینی، نوشته میراحمد رضا حاجتی، صفحه 73

آیت الله خسروشاهی

(به مناسبت درگذشت آیت الله خسروشاهی)

خسرو شاهی

آیت الله خسروشاهی یکی از علمای بسیار بزرگ و از شاگردان حضرت امام (ره) و علامه طباطبایی بودند.

ایشان درباره نظر آیت‌الله خویی درباره انقلاب اسلامی و قیام امام خمینی (ره) می‌گوید:

«در ابتدای انقلاب به نجف اشرف مشرف شدیم. به خاطر اینكه مرحوم حجت‌الاسلام وثوق تهرانی (باجناق حقیر) شاگرد مرحوم آیت‌الله العظمی خوئی بود به صرف ناهار خدمت ایشان دعوت شدیم. بنده خواستم از بركات انقلاب اسلامی و پلیدی‌های رژیم پهلوی آنچه می دانم معروض دارم». ایشان فرمودند: «در بعضی از اخبار آمده است كه شخصی قبل از قیام حضرت مهدی عجل‌الله تعالی فرجه قیام كرده و راه را برای ظهور آن حضرت آماده می‌سازد و من فكر می‌كنم آن شخص همین آقای خمینی باشد.»

[منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد مطلب: 64373]

راهپیمایی در قرآن

 (به بهانه نزديكي به 22 بهمن )

22سؤال: آيا در قرآن، دليلى براى شركت در راهپيمايى و تظاهرات داريم؟

پاسخ: خداوند در قرآن مى‏فرمايد:

«ولايَطؤون مَوطئاً يَغيظُ الكفّار … الّا كُتب لهم به عَملٌ صالح»   « سوره توبه، آيه 120»

هيچ حركت دسته جمعى كه كفّار را عصبانى كند، صورت نمى‏گيرد مگر اين كه براى آن، پاداش عمل صالح ثبت مى‏شود.

آرى، راهپيمايى‏هايى كه دشمنان اسلام و مسلمين را عصبانى كند، عمل صالح است.

اين راهپيمايى‏ها (بخصوص آنگاه كه از طريق وسايل ارتباطى و ماهواره‏ها منعكس مى‏شود) اگر براى اهداف‏ مقدسى صورت گيرد، نوعى حضور در صحنه، عبادت دسته جمعى و امر به معروف و نهى از منكر عملى و عامل تقويت روحيّه مردم و تهديد دشمن است. [ كتاب پرسش هاى مهم، پاسخ هاى كوتاه،(تمثيلات)،حجه الاسلام قرائتي ، صفحه :98]

 

پيشگويي درباره انقلاب

(به بهانه آغاز دهه فجر)

IslamicIranمقدمه اي مهم : يكي از مطالبي كه ما بايد درباره پيشگوييهاي آخر الزمان در روايات و يا نظرات ديگران دقت كنيم ؛ عدم تطبيق با اشخاص است، هر چند كه گاه ، مي گوييم چقدر اين مطالب به فلان واقعه سازگاري دارد

—————————————————————————-

يكي از عرفا،شاه نعمت اله ولی (1) است، كه در حدود 700 سال پيش ميزيسته است و بسياري معتقدند كه او در ديوان اشعارش، پيشگويي هاي زيادي كرده است كه بسياري از آنان در رابطه با ظهور و قبل از ظهور است

ما در  مقدمه گفتيم كه نمي توانيم تطبيق دهيم ؛ اما اين اشعار بسيار به دوران ما شباهت دارد و ما نه نفياً و نه اثباتاً آن را بيان مي كنيم

قدرت کردگار می بینم /حالت روزگار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم/ بلکه که از کردگار می بینم

روز شنبه زشهر ذوالقعده/ تن او بر مزار می بینم (2)

شه چو بیرون رود زجایگاهش/ شه دیگر به کار می بینم(3)

چو فریدون به تخت بنشیند/ پسرانش قطار می بینم

علمای زمان او دائم/ همه را تار و مار می بینم

هست فصل حجاب در عهدش /فصل را بی تبار می بینم(4)

چون دو ده سال پادشاهی کرد(5) / شهیش را کنار می بینم

پسرش چون به تخت بنشیند /(6) بوالعجب روزگار می بینم

غارت و قتل مردم ایران /دست خارج به کار می بینم

اعتصاب و حساب در عهدش/ سخت بی اختیار می بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار /بی حد و بی شمار می بینم

ظلم پنهان ،خیانت و تزویر/ بر اعاظم شعار می بینم

جنگ و اشوب و فتنه بسیار /نام او زشت و خوار می بینم(7)

کم زچل چون که پادشاهی کرد(8)  / سلطه اش تار و مار می بینم

سیدی را زنسل ال رسول(9)  / نام او برقرار می بینم(10)

نائب مهدی آشکار شده /قامتش استوار می بینم

پیشوای تمام دانائی /رهبری با وقار می بینم

رهنما و امام(11) هفت اقلیم /حالت روزگار می بینم

عدل و دادی که می شود پیدا/ دولتش پایدار می بینم

هر کجا رو نهد به فضل اله/ دشمنش خاکسار می بینم

بعد از این شاهی از میان برود/ عالمی چون نگار می بینم

غم مخور زآنکه من در این تشویش/ خرّمی وصل یار می بینم

(1) علامه شهید مطهری می فرماید :شاه نعمت اله ولی از معاریف و مشاهیر عرفا و صوفیه است واین مرد نسب به علی (ع)می برد.سلسله نعمت الهی در عصر حاضر از معروفترین سلسه های تصوف است.قبرش در ماهان کرمان مزار صوفیان استو گویند 95 سال عمر کرد.اکثر عمرش در قرن هشتم گذشته و با حافظ ملاقاتی داشته )مجموعه آثار استاد شهید مطهری ج14ص577)

(2)  احمد شاه

(3)  رضا شاه که با فشارانگلیس به قدرت رسید

(4) اشاره به برداشتن عمامه ها و قتل عام علما به بهانه کشف حجاب وروز17دی روز کشف حجاب

(5) رضا شاه حدود 20 سال حکومت کرد

(6) حکومت محمدرضا شاه که با تلاش انگلیس سامان گرفت

 (7) همه جای ایران فریاد می زدند مرگ بر شاه

(8) چل یعنی چهل؛که حدود سی و هفت سال حکومت کرد

(9) اشاره به حدیث معروف {رجل فی القم،مردی از قم قیام می کند}امام خمینی

(10) او برقرار،به علم ابجد710وخمینی به ابجد710می گردد

(11) شگفت این که 700 سال قبل تذکر داده شده که او امام و رهبر خوانده می شود!!!!!!!!

 

جريان خريد كاهوهاي پلاسيده!

 (به بهانه 9 بهمن سالروز ارتحال عالم عامل و استاد العرفا، حضرت آيت الله سيد علي قاضي رحمت الله عليه)

8820724-3833-lوَ قَالَ ص‏: أَحَبُ‏ عِبَادِ اللَّهِ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ أَنْفَعُهُمْ‏ لِعِبَادِه‏

از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله منقول است:

محبوبترين بندگان نزد خدا پرسودترين آنان به بندگان است،[تحف العقول عن آل الرسول، ص: 49]

داستانك:

علامه طهراني مي فرمايد: يكى از رفقاى نجفى ما كه فعلًا از اعلام نجف است براى من مى‏گفت:

 من يك روز به دكّان سبزى فروشى رفته بودم، ديدم مرحوم قاضى خم شده و مشغول كاهو سوا كردن است؛ ولى بعكس معهود، كاهوهاى پلاسيده و آنهائيكه داراى برگهاى خشن و بزرگ هستند بر مى‏دارد.

من كاملًا متوجّه بودم؛ تا مرحوم قاضى كاهوها را بصاحب دكّان داد و ترازو كرد، و مرحوم قاضى آنها را در زير عبا گرفت و روانه شد. من كه در آنوقت طلبه جوانى بودم و مرحوم قاضى مَرد مُسنّ و پيرمردى بود، بدنبالش رفتم و عرض كردم: آقا من سؤالى دارم! شما بعكس همه، چرا اين كاهوهاى غير مطلوب را سوا كرديد؟!

مرحوم قاضى فرمود: آقا جان من! اين مرد فروشنده، شخص بى بضاعت و فقيرى است، و من گاهگاهى به او مساعدت مى‏كنم؛ و نمى‏خواهم چيزى به او بلا عوض داده باشم تا اوّلًا آن عزّت و شرفِ آبرو از بين برود؛ و ثانياً خداى ناخواسته عادت كند به مجّانى گرفتن؛ و در كسب هم ضعيف شود.

و براى ما فرقى ندارد كاهوى لطيف و نازك بخوريم يا از اين كاهوها؛ و من مى‏دانستم كه اينها بالاخره خريدارى ندارد، و ظهر كه دكّان خود را مى‏بندد به بيرون خواهد ريخت،لذا براى عدم تضرّر او مبادرت بخريدن كردم. [مهر تابان،ص: 32]

 

بشارت ياران روح الله

 )به بهانه دهه فجر)

imam

 

بشارة المصطفى:‏ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى بْنِ ضُرَيْسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ وَ ابْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ أَبِي دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَرِيكٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:

 أَقْبَلَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ الزُّبَيْرُ وَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ جَلَسُوا بِفِنَاءِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَخَرَجَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ ص فَجَلَسَ إِلَيْهِمْ‏ فَانْقَطَعَ شِسْعُهُ فَرَمَى بِنَعْلِهِ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَنْ يَمِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عَنْ يَمِينِ الْعَرْشِ قَوْماً مِنَّا عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ وُجُوهُهُمْ مِنْ نُورٍ وَ ثِيَابُهُمْ مِنْ نُورٍ تَغْشَى وُجُوهُهُمْ أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ دُونَهُمْ قَالَ أَبُو بَكْرٍ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ الزُّبَيْرُ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَسَكَتَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ هُمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرَوْحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَنْسَابٍ وَ لَا أَمْوَالٍ أُولَئِكَ شِيعَتُكَ وَ أَنْتَ إِمَامُهُمْ يَا عَلِيُ‏

 

عبد اللَّه بن شريك از حضرت باقر عليه السّلام فرمود

 ابو بكر و عمر و زبير و عبد الرحمن بن عوف در صحن خانه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نشسته بودند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هم (از حجره خويش) بيرون آمد و در جمع آنها نشست، ناگاه بند كفش آن جناب كنده شد حضرت كفش خود را به على بن ابى طالب عليه السّلام داد تا اصلاح كند و فرمود:

همانا از جانب راست خداوند عزّ و جل يا از جانب راست عرش، مردمى از ما بر كرسى‏هائى از نور هستند كه صورتهاشان از نور و لباسهايشان از نور، نور آنها چشمهاى بينندگان از غير آنها را پر كند،

ابو بكر گفت آنها چه كسانى هستند يا رسول اللَّه؟ حضرت سكوت فرمود

زبير پرسيد يا رسول اللَّه آنها كيانند؟ سكوت فرمود

عبد الرّحمن پرسيد باز چيزى نفرمود،

 تا حضرت على عليه السّلام سؤال كرد، فرمود آنها كسانى هستند كه به واسطه روح الله با هم دوستى كنند و دوستيشان بر پايه نژاد و مال نيست، يا على آنها شيعيان تو هستند و تو امام آنهايي

منبع : بحارالانوار جلد 68 (در برخي از چاپها جلد65) صفحه 139

 

عالم بزرگ مرحوم آيت الله شيخ عباسعلى اديب اصفهانى در توضيح اين حديث مى گويد: (كلمه روح الله, اينجا ـ در اين روايت شريف ـ اسم است. روح الله نامى كه مردم مطيع او هستند و بدون هيچگونه چشمداشتى او را يارى مى كنند. از ابتدإ تا حالا ما ميان علمإ ((روح الله)) نداشتيم و اگر هم داشتيم با اين خصوصيات نبوده است. مسلما مراد حضرت امام است. اين روايت شإن مردم را هم مشخص مى كند. شإن شهدا و ميدان دارها را, كسانى كه واقعا در اين زمان جهت يارى خدا زحمت مى كشند و خدمت مى كنند, قرينه اى ديگر هست كه مى رساند مراد ((روح الله)) در اين روايت اسم شخص است)

منبع:مقاله  (قم, كانون قيام) از حجه الاسلام والمسلمين محمد حسن رحيميان

 

**منبرک**