خانه / بایگانی برچسب: ‌داستان عزيز شدن

بایگانی برچسب: ‌داستان عزيز شدن

مهره مار (راه عزیز شدن)

 

وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ

عزت و ذلت دست خداست [ آل عمران ۲۶]

داستان:

در هنگام صلح حدیبیه زمانی که مى‏خواستند صلح نامه را بنویسند، پیامبر صلی الله علیه و آله به على علیه السلام فرمود: بنویس…” این صلحنامه‏اى است که محمد رسول اللَّه …”

مشرکان قریش گفتند: اگر تو رسول خدا بودى و ما با تو جنگ مى‏کردیم و راه خانه خدا را بر تو مى‏بستیم، بسیار ستمکار بودیم (دعوا در همین رسالت تو است) و لکن بنویس این صلحنامه محمد بن عبد اللَّه است! …

در این هنگام یاران پیامبر برآشفتند و گفتند: اجازه بده ما با اینها پیکار کنیم، پیامبر فرمود: نه، همانگونه که اینها مى‏خواهند بنویس، [و رسول الله را حذف کرد] منبع:تفسیر نمونه، ج‏۱۰، ص: ۲۲۱

پیامبر به خاطر اسلام از این احترام گذشت اما آیه آمد : “محمدٌ رسولُ الله”

پیامبر نام خود را از یک برگه ی بی ارزش حذف کرد ، خدا نامش را در جایی آورد که ۱۴۰۰ سال است هر که قرآن می خواند می گوید : محمد ؛ رسول الله است

یعنی اگر کسی خود را برای خدا کوچک کند خدا او را بزرگ می کند

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

**منبرک**