خانه / بایگانی برچسب: ‌حجه الاسلام قرائتي

بایگانی برچسب: ‌حجه الاسلام قرائتي

ظاهر بین نباشیم

 

 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ

 اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند [سوره حجرات آیه ۱۱]

 خداوند در این آیه پس آنکه مسخره کردن را عملی ناپسند بیان می فرماید ، در ادامه این نکته را گوشزد می کند که شاید آنکس که مسخره اش می کنید از شما بهتر باشد مثلاً

شاید  کفش  پاره ای   داشته باشد ……. اما ممکن است از ما بهتر باشد.

شاید قیافه ی زشتی  داشته باشد …….. اما ممکن است از ما بهتر باشد.

شاید لباس کهنه تری داشته باشد …….. اما ممکن است از ما بهتر باشد.

شاید منزل  کوچکی   داشته باشد …….. اما ممکن است از ما بهتر باشد.

شایدقیافه ی مذهبی نداشته باشد …….. اما ممکن است از ما بهتر باشد.

و شاید…

و شاید…

وشاید…

داستانک:

در رابطه با ظاهر بین نبودن داستانی است که حجه الاسلام قرائتی می فرمودند :

امام خمینى (رحمه الله علیه) را گرفتند، سال ۴۲ یک سرهنگ این طرفش نشست و یک سرهنگ هم آن طرفش، سحر آمدند از قم گرفتند که به ترکیه تبعیدش کنند، سحر تمام شد و بین الطلوعین شد، جاده قدیم قم و تهران هم دو، سه ساعتى طول مى‏ کشید.

 امام خمینى (رحمه الله علیه) فرمود: من مى‏ خواهم نماز بخوانم ماشین را نگه دارید گفتند: به ما دستور داده‏ اند از درب خانه هیچ کجا پیاده نشوید و صاف برویم فرودگاه، امام چیزى نگفت و دید که هوا روشن شده و دارد آفتاب مى‏زند، ممکن است آفتاب بزند، فرمود: خوب ما پیاده نمى‏شویم و من توى ماشین نماز مى‏خوانم، شما یکى پیاده شوید و من کنار جاده همینطور که توى ماشین نشسته ‏ام تیمم مى‏کنم، گفتند: طورى نیست، یکى پیاده شد و امام همینطور که نشسته بود خم شد تیمم کرد تو ماشین گفت الله اکبر نماز خواند و رکوع و سجودش را با کله‏ «سبحان ربى العظیم و بحمده»، «الله اکبر»، «سبحان ربى الاعلى و بحمده»، «الله اکبر» همینطور نشسته نماز خواند.

بعد گفتند: امام که نمازش تمام شد گفت :خدایا شاید در کل عمرم فقط همین یک  نماز را قبول کنى، نه وضو داشتم و نه اول وقت بود، و نه رو به قبله بود. چه مى‏دانیم چى قبول است.

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

 

شاید خیر ما در این رئیس جمهور باشد!

 

(به بهانه روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری(

… عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ… [بقره ۲۱۶]

 …چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است…

 

در این روزهای بعد از انتخابات ، بسیاری از مردم چون کاندیدایشان رأی نیاورده بسیار ناراحتند و چه بسا شوکّه شده اند ؛برخی گریه می کنند و برخی فقط سکوت

بسیاری تصور می کنند که از این به بعد کشور خصوصا رهبری سختی های زیادی را تحمل خواهد کرد و از این به بعد دوران چهار سال و یا ۸ سال دفاع مقدس از ارزشها شروع شده است؛ (که انشاء الله اینگونه نباشد)

اما در جواب باید گفت : عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ . چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است

داستانک:

حجه الاسلام قرائتی می فرمایند:

من رفتم اول طلبگى روضه بخوانم اما منبر من نمى‏گرفت. یادم است که شب عاشورا بود، در حسینیه بودم گفتم: ابالفضل، مردم خندیدند. گفتم: على اصغر، دیدم مردم مى‏خندند. همه‏ى حرف‏هایى که آقاى کوثرى مى‏زد من هم مى‏زدم، ولى مردم مى‏خندیدند. حتى رفتند نامه نوشتند که ما این شیخ را نمى‏خواهیم. شب هفتم محرم مى‏خواستند من را بیرون کنند. بعد که پاى تخته آمدم، فهمیدم که چه خوب شد که منبر ما نگرفت. آدم نمى‏داند. گاهى وقت‏ها شکستى که مى‏خورد برایش مفید است.

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

چرا رأی بدهم؟

 

(به بهانه نزدیکی به انتخابات)

 SHAPE  \* MERGEFORMAT

 

«مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند:

کسى که صبح کند و نسبت به امور مسلمین بى تفاوت باشد مسلمان نیست

منبع:کافى، جلد  ۲،  صفحه۱۶۳

شرکت در انتخابات واجب است چون انتخابات از امور مسلمین است مگر مى‏شود که کسى مسلمان باشد و به امور مسلمین بى تفاوت باشد ،

می گویند: قبلیها چه گُلی به سر ما زدند که اینها بزنند ؟

بر فرض که قبلی ها کار نکردند. شما اگر از چند نانوایی نان بخری و نانش خوب نباشد ، دیگر نان نمی خری؟

دقت کنیم ! که اگر ما خودمان برای کشورمان نقشه نریزیم، آمریکا و اسرائیل نقشه می ‏کشد که چه کسی باشد و چه کسی نباشد آنوقت او از آنطرف دنیا براى ما نقشه بکشد و ما نقشه نکشیم؛ اگر هم دین نداریم بخاطر غیرت ملى‏مان باید در انتخابات شرکت کنیم.

داستانک:

 یک نوکرى اربابش را اذیت مى‏کرد.

 گفتند این نوکر را توى کوچه دارند مى‏زنند تا گفتند مى‏زنند فورى رفت و از نوکر دفاع کرد.

 مردم گفتند تو که از دست این نوکر دلت خون است

گفت:من از دست این دلم خون است اما غیرتم اجازه نمى‏دهد . بالاخره نوکر من که هست.منسوب به من هست. چون منسوب به من است اجازه نمى‏دهم شما بزنید اگر هم خواسته باشم بزنم خودم مى‏زنم

حال آمریکا براى ما تصمیم بگیرد؟ به غیرت ما بر نمی خورد؟!!! هر کس یک جو غیرت داشته باشد نمى‏تواند آرام بنشیند و اجازه بدهد که از آنطرف دنیا برایش نقشه بکشند

منبع:تلخیص از صحبتهای حجه الاسلام قرائتی [۲۶/ ۰۳/ ۸۴]

 

جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

 

نماز را ما خواندیم ؛ نه شما!

 

(به بهانه ۱۲ خرداد سالروز ارتحال حجه الاسلام ابوترابی)

معمولا در منزل هر کدام از آزادگان سرافراز که بروید ؛ می بینید کنار عکس امام و آقا ؛ عکس دیگری هم هست و آن عکس امیرالاسرا حجه الاسلام ابوترابی است کسی که بیش از ۱۰ سال در اردوگاههای صدامیان مراد و امام اسرا بود

داستانک:

حجه الاسلام قرائتی می فرمودند:

در اجلاس نماز که سالى یک اجلاس داریم، آن هم مقام معظم رهبرى پیام مى‏دهد و رئیس جمهور هرکس هست مى‏آید افتتاح مى‏کند و خوب مسئولین فرهنگى جمع مى‏شوند چه کنیم … یک روز آقاى ابوترابى که ده سال اسیر بود، گفت: من مى‏خواهم چند دقیقه صحبت کنم.

 قدم به چشم! بفرما.

گفت: آقایانى که در اجلاس نماز جمع شده‏اید ما نماز خواندیم نه شما! گفتیم: خوب!

 گفت: صدام دستور داد رهبران این اسران را بگیرید با شکنجه همه را امشب اعدام کنید. منتها با شکنجه نه با گلوله! آمدند یک چند نفر را درآوردند، هر کدام را یک شکلى، دو نفر را چنان نگه داشتند، مشت به این طرف و آنطرف چشم او زدند، که چشم‏هایش روى موزاییک‏ها افتاد. یعنى مثل کله‏پاچه‏اى که چنین مى‏کنى، مخش تکان مى‏خورد.

 خود ایشان را میخ گذاشتند شروع به کوبیدن کردند. هر کدام را با یک شکنجه‏ى ویژه‏اى منتها شکنجه‏اى که بداند این قطعاً مى‏میرد. گفتند: دستور صدام عملى شد، رفتند. ما همه افتادیم. بُنه عمرى داشتیم، بُنه جونى، تک تک نفس مى‏کشیدیم منتظر مرگ بودیم.

سپیده زد فکر کردیم سپیده‏ى صبح است. بلند شدیم دیدیم حال نداریم. همان در خون خودمان خوابیده نماز خواندیم. بعد دیدیم نه این صبح صادق نبوده، صبح کاذب بوده، بعد که سپیده زد فهمیدیم این صبح است.

دو مرتبه نماز خواندیم. گفت: آنروزى که چشم‏هاى ما از کاسه درآمد و میخ در سر ما کوبیدند ما دو بار نماز صبح خواندیم. ما نماز مى‏خوانیم.

منبع:حجه الاسلام قرائتی در برنامه درسهایى از قرآن [۱۵/ ۱۲/ ۸۷]

جهت مطالعه خاطراتی از حجه الاسلام ابوترابی اینجا ؛ و آزادگان اینجا را کلیک نمایید

a

هدیه ؛ یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر

قَالَ امیرالمومنین علیه السلام:

غَایَهُ الدِّینِ‏ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ إِقَامَهُ الْحُدُودِ:

امام علی (علیه السلام) :

 قله دین امر به معروف و نهی از منکر است.

منبع: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ جلد ‏۱۲؛ صفحه ۱۸۵

یکی از مهمترین نکات در امر به معروف و نهی از منکر ؛ محبت ؛ خصوصا هدیه دادن است

چه ایرادی دارد مغازه دار به خاطر حجاب ؛ تخفیف بیشتری دهد و …

داستان:

در زمان طاغوت دوستى در قم داشتم که مى‏گفت: وقتى مى‏خواهم به مسافرت بروم، مقدارى سوهان‏ و شیرینى مى‏خرم و همین که وارد اتوبوس شدم به راننده‏ و شاگرد راننده تعارف مى‏کنم.

در بین راه یا موسیقى روشن نمى‏کند و یا اگر روشن کرد با تذکّر من خاموش مى‏کند.

منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ۲، صفحه ۲۵


جهت دانلود این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید

خیر و صلاح

 

عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُم‏

چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است‏

سوره بقره آیه ۲۱۶

خاطره:

حجه الاسلام قرائتی می فرمودند:

خدا گر زحکمت ببندد درى، ز رحمت … گاهى آدم کنکور رد مى‏شود، ده تا درِ دیگر باز مى‏شود.

خودِ بنده رفتم روضه‏ بخوانم دیدم نمى‏شود، هرچه شعر خواندم، روضه خواندم، مردم عوض اینکه گریه کنند، خنده‏ کردند. من دیدم این حلقومِ من، حلقومِ روضه نیست، رفتم پاى تخته سیاه شدم معلم. در معلمى موفق هستم، ولى در روضه خوانى کم آوردم.

حالا این خانم، نه، دختر عمویم رفته کنکور، من هم باید بروم کنکور. حالا ولش کن. حالا رفتى الحمدلله، کنکور خوب است، اما اینطور نیست که هرکه نرفت پس علامت بدبختى‏اش است. نه، خیلى‏ها کنکور نرفتند، از کنکور رفته‏ها خوشبخت ترند.

 

منبع : حجه الاسلام قرائتی، در برنامه درسهایى از قرآن   ۳۱/ ۰۱/ ۸۵

 جهت دریافت این مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوی اعلانات اینجا را کلیک نمایید.

**منبرک**